متن عربى كتاب الملكى به بيست مقاله و هر مقاله به چند فصل تقسيم مىگردد . دهمقالهء اول مربوط به علوم نظرى طب است و ده مقالهء بعدى نيز مربوط به علوم عملى آن . مقاله سوم آن درباره تشريح است كه با ترجمهء فرانسوى دكتر پ . دوكنينگ « 1 » در ليدن به سال 1903 ميلادى به چاپ رسيده كه به نام « سه مقاله در باب تشريح عربى » معروف است . مقالهء نوزدهم اين اثر ، يازده فصل را در برمىگيرد كه همهء آنها مربوط به جراحى است . « 2 »
اهوازى در فصل دوم مقالهء اول ، برخى از اندرزهاى اطباى گذشته ( بهويژه بقراط ) را ذكركرده كه به پندنامهء اهوازى مشهور است . وى دربارهء سرطان مىگويد : اين « ورم » بهندرت بادارو علاجپذير است و بايد با چاقو درمان شود و عضو مبتلا به « ورم » را نيز بايدباتيغ قطعكرد .
همچنين اگر سرطانِ غدهاى ودى ( بدخيم ) بزرگ شود ، معالجهء آن امكان ندارد و بايد آنرا بهگونهاى برداشت كه اثر و ريشهاى از آن باقى نماند . دربارهء بيرون آوردن غدهها وكيستها نيز چنين مىگويد : ابتدا بايد پوست را شكافت ، بىآنكه كيسهء محتوى غده پارهشود . سپس بايدكيسه را با كمك قلاب گرفت ، بهگونهاى كه از كيسه چيزى برجاى نماندتا دوباره عود كند . « 3 »
علىبن عباس در باب دوم كاملالصناعه مىنويسد : شايسته است كه دانشجوى اين صناعت ، ملازم بيمارستانها و جايگاههايى باشد كه در آنجا بيماران بسيارند . او بايد در خدمت استادان ماهر پزشكى مرتب به بيماران سركشى كند و جوياى احوالشان باشد . « 4 »
علىبن عباس مشاهدات بالينى درستى بهدست مىدهد . او دربارهء حركت رَحِم نيز در نظريهاى جديد مىگويد : جنين با ميل طبيعى خود بيرون نمىآيد ، بلكه اين رَحِم است كه او را دفع كرده ، به بيرون مىراند . وى همچنين بهاهميت نبض در تشخيص بيمارى اشاره مىكند ، اما آن را از امور سهل نيز نمىداند . به باور او ، نبض خطا نمىكند و دروغ نمىگويد ؛ زيرا قلب
هامش
( 1 ). P , de Koning .( 2 ) . ادوارد براون ، تاريخ طب اسلامى ، ص 89 و 90 .
( 3 ) . اخلاق پزشكى به انضمام مختصرى از تاريخ پزشكى ، ص 324 و 325 .
( 4 ) . على بن عباس اهوازى ، كامل الصناعه الطبيه ، ص 9 .