آن را مطالعه نمود و در اندك مدتى بر آنها تسلط يافت و پس از آن ، به درمان و كسب تجربيات لازم و يادداشت مشاهدات پزشكى پرداخت . ابنسينا پس از چندى ، پزشكى چيرهدست گرديد ؛ تا آنجاكه استادان طب براى دانشآموزى به نزد وى مىآمدند . « 1 »
گفتهاند كه روزى امير بخارا نوحبن منصور سامانى سخت بيمار شد و ابوعلى او را مداوا نمود . پس از آن ، وى در رديف نزديكان امير درآمد و به وى اجازه داده شد تا كتابخانهء سامانيان را مورد بررسى و مطالعه قرار دهد . « 2 » اين كتابخانه كه در دورهء امراى پيشين تأسيس شده بود ، بهگفته ابنسينا اتاقهاى متعددى داشت كه در هر يك ، نسخههاى خطى فن و رشتهء خاصى نگاهدارى مىشد . « 3 »
در سال 389 هجرى كه ايلك خان قراخانى به بخارا هجوم آورد ، ابنسينا اين شهر را ترك گفت و به گرگانج در خوارزم شتافت . ديرى نپاييد كه سلطان محمود غزنوى چند نفر ازجمله ابنسينا را از خوارزمشاه خواست . اما ابنسينا كه متمايل به شيعه بود ، به همراه ابوسهل مسيحى - كه برخى وى را استاد شيخ مىدانند - رهسپار خراسان شد و از آنجا به گرگان رفت تا قابوسبن وشمگير را ملاقات كند ، ولى او را در زندان يافت . شيخالرئيس مدتى در گرگان زيست و سپس در سال 414 هجرى عازم رى شد و به خدمت سيده خاتون مادر مجدالدولهء ديلمى رسيد و چندى بعد به همدان رفت و وزير شمسالدولهء ديلمى شد . پس از مرگ شمسالدوله ، ابنسينا به لباس درويشان درآمد و به اصفهان نزد علاءالدوله رفت و در آنجا به امور ديوانى و درس و بحث و تأليف پرداخت . پس از چندى وى به همدان بازگشت و سرانجام در سال 428 هجرى در آن شهر وفات يافت . « 4 »
ابنسينا شرح زندگى خود را تا حدود 35 سالگى كه به گرگان آمده بود ، به درخواست يكى از شاگردانش نگاشت . پس از آن نيز شاگرد معروفش ابوعبيد جوزجانى آن را تا آخرين روز
هامش
( 1 ) . حسن تاجبخش ، تاريخ بيمارستانهاى ايران ، ص 84 ؛ بنگريد به : محمدمحسن آقابزرگ تهرانى ، الذريعه ، ج 19 ، ص 32 و ج 20 ، ص 2 ؛ سيريل الگود ، تاريخ پزشكى ايران ، ص 281 - 268 .
( 2 ) . حسن تاجبخش ، تاريخ بيمارستانهاى ايران ، ص 85 .
( 3 ) . ريچارد نلسون فراى ، بخارا دستاورد قرون وسطا ، ص 90 .
( 4 ) . حسن تاجبخش ، تاريخ بيمارستانهاى ايران ، ص 85 و 86 .