علىالشرح ، دفع مضارالأغذيه ، ترتيب اكلالفواكه ، خطأ غرضالطبيب و نيز ما يعرض فى صناعهءالطب . « 1 »
3 . علىبن عباس اهوازى
وى سومين شخصيت بزرگ پزشكى ايران و جهان اسلام است . علىبن عباس در نيمهء اول سدهء چهارم هجرى در اهواز يا ارجان ديده به جهان گشود . پدر و نياى وى زرتشتى بودند ، ازاينرو به علىبن عباس مجوسى معروف شد . او طب را در فارس نزد استاد خود ابوماهر موسىبن سيار « 2 » فراگرفت . اهوازى در عهد عضدالدوله ديلمى شهرت و احترام بسزايى داشت و طبيب مخصوص او بود و حتى شاهكار خود ، كتاب كاملالصناعه يا طب ملكى را به نام او نگاشت . وفات وى را سال 384 هجرى دانستهاند . « 3 »
كاملالصناعه در اروپا شهرت فراوانى يافت و نزديك به پنج قرن مرجع مهم طب در مدارس اروپا شد . تأثير آراى علىبن عباس در پيشرفت طب انكارناپذير است . براى مثال ، توضيح وى دربارهء سيستم عروق شعريه ( مويرگها ) از جهت تاريخ علم اهميت بسيارى دارد . « 4 » اين كتاب بهدست استفانالحكيم ترجمه شد و ميشل دوكاپيلا « 5 » نيز بر آن شرحى نگاشت كه در 1523 ميلادى در ليدن به چاپ رسيد . كامل الصناعه از حيث ايجاز و نظم بر كتاب حاوى رازى برترى دارد . تا دورهء رنسانس ، بهجز قانون ابنسينا هيچ كتابى در اروپا و مشرقزمين همطراز با طب ملكى نبوده است . ناگفته نماند فصل مهمى از اين كتاب دربارهء آناتومى و فصل ديگرش درخصوص پاتولوژى است . « 6 »
هامش
( 1 ) . اسحاق بن محمد بن نديم ، الفهرست ، ج 7 ، ص 357 و 358 .
( 2 ) . وى كتابى در خونگيرى و رسالهاى درباره دستورالعمل پزشكى نوشته است .
( 3 ) . حسن تاجبخش ، تاريخ بيمارستانهاى ايران ، ص 94 و 95 ؛ بنگريد به : ريچارد نلسون فراى ، تاريخ ايران از اسلام تا سلاجقه ، ج 4 ، ص 363 .
( 4 ) . عبدالحسين زرينكوب ، كارنامه اسلام ، ص 53 و 54 ؛ بنگريد به : ذبيحالله صفا ، تاريخ سياسى و اجتماعى و فرهنگى ايران از آغاز تا پايان صفوى ، ص 168 .
( 5 ). Michel de Capella .( 6 ). Richard Toellner , Ilustrierte Geschichte der medizin , vol 2 , p . 607 .