تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فرهنگ و تمدن اسلام ( ويژه علوم پزشكى ) ( فارسي ) — صفحة 237

مساهمون:

ص٢٣٧
رازى در رسالهء آبله و حصبه كاربرد شيوهء بالينى را توصيف كرد . او درواقع نخستين كسى است كه تفاوت ميان آن دو را دريافت و به مسرىبودن آن اشاره نمود . وى جوش‌هاى اين دو بيمارى و نيز ارتباط جوش با درجهء حرارت را توصيف كرده و از زشتى چهره كه به سبب آن دو به‌وجود مىآيد و نيز از شيوه‌هايى كه مانع اين‌گونه زشتىها مىشود ، سخن گفته است . رازى نخستين كسى است كه « فتيلهء جُرح » و روده‌هاى جانوران را براى دوختن زخم‌ها به‌كاربرد و از سرب سفيد نيز در مرهم‌ها استفاده كرد . « 1 » رازى بر تأثير حالات روانى و رفتار فيزيولوژيك بدن نيز وقوفى كامل داشته است . بنابراين وى در شمار نخستين پزشكانى است كه به درمان بيمارىهاى تن از طريق روش‌هاى روان‌شناختى پرداخت است . « 2 » رازى را بايد پدر طب تجربى دانست . او درباره شيوه درمان مىگويد : اگر بتوانى با غذا درمان كنى ، به دارو مپرداز و اگر بتوانى با داروى مفرده درمان كنى ، به داروى تركيبى روى نياور . « 3 » رازى در طبابت آرايى را بيان داشته كه نبوغ او را در شناخت نظر عامه در باب مرض و طب و طبيب مىرساند ؛ چنان كه در جايى مىنويسد : عوام مردم جهان چنان مىپندارند كه مرض عبارت از آگاهى به درد است و هرگاه به شيوه‌اى از شيوه‌ها ، درد يكى از آنها ساكن شود ، گمان مىكند كه از بيمارىاى كه داشته ، شفا يافته است و از اينجاست كه عوام ادويهء آرام‌بخش را ادويهء شفابخش مىخوانند و از همين جاست كه مىبينى كه آنان نسبت به پزشكان عادى بيشتر از پزشكان بزرگ و پزشكان عالم رغبت نشان مىدهند . همين طور ديده مىشود كه طبيبى كه به تسكين و آرام كردن درد مىكوشد ، از پزشكى كه به شفاى بيماران مىكوشد ، پيش عوام‌الناس مشهورتر است . . . پزشك را شايسته اين است كه مريض را به گمان اندازد كه صحت خواهد يافت و او را اميدوار كند ، اگرچه خود بدان واثق نباشد ؛ زيرا مزاج جسم تابع اخلاق نفس است . مريض بايد كه از ميان اطباى موثق به يك تن
هامش
( 1 ) . علىاصغر حلبى ، تاريخ تمدن در اسلام ، ص 221 ؛ بنگريد به :Ed Browne , Arabian medicine , p . 2 - 51 .( 2 ) . بنگريد به : نظامى عروضى سمرقندى ، چهار مقاله ، ص 117 - 114 . ( 3 ) . حسن تاج‌بخش ، تاريخ بيمارستان‌هاى ايران ، ص 71 و 75 ؛ بنگريد به : مرتضى مطهرى ، خدمات متقابل اسلام و ايران ، ج 2 ، ص 534 و 535 .