كتاب او از اركان طب شمرده مىشود . وى مدتى دبير مازيار پسر قارن و سپس دبير معتصم خليفهء عباسى بود . طبرى برپايه برخى اقوال ، در آغاز عمر بر مذهب يهود بود و يا بهاحتمال به مسيحيت گرايش داشت . « 1 » فيليپ حتى او را مسيحىزادهاى از ناحيه طبرستان مىداند « 2 » و برخى نيز وى را زردشتى نومسلمان خواندهاند . « 3 »
2 . ابوبكر محمدبن زكرياى رازى
رازى در رى ديده به جهان گشود . وى از نوجوانى به علوم عقليه علاقه زيادى نشان مىداد و به جز اين ، ادبيات را نيز مىدانست و حتى شعر مىسرود . « 4 » رازى حرفهء پزشكى را در سنين بالا آموخت و چنان كه اشاره شد ، استادش علىبن ربن طبرى بود . گفتهاند رازى ازجمله كسانى بود كه در بناى بيمارستان عضدى بغداد حضور داشت و عضدالدوله درمورد تعيين محل ساختمان با او مشورت كرد . « 5 »
هنگامى كه عضدالدوله بيمارستان عضدى را ساخت ، بر آن شد تا در آن جمعى از پزشكان معروف را بهكار گمارد ، از اينرو فرمان داد اسامى اطباى مشهور بغداد و حومه را كه بيش از يكصد تن بودند ، حاضر كنند آنگاه از ميان آنان پنجاه نفر و از بين پنجاه نفر ، ده نفر و در نهايت از ميان ده نفر ، سه نفر از بهترين آنها را كه رازى نيز يكى از آنان بود ، برگزيد و وى را به رياست بيمارستان عضدى منصوب كرد . البته گفته شد كه عضدالدوله پيش از بناى بيمارستان ، با رازى آشنا بوده است . « 6 »
از ميان پزشكان بزرگ آن روزگار ، تنها كسى كه مىتوان او را با ابنسينا مقايسه كرد ،
هامش
( 1 ) . ذبيحالله صفا ، تاريخ سياسى و اجتماعى و فرهنگى ايران از آغاز تا پايان عهد صفوى ، ص 167 .
( 2 ) . فيليپ خليل حِتى ، تاريخ عرب ، ج 1 ، ص 465 و 466 .
( 3 ) . ريچارد نلسون فراى ، تاريخ ايران از اسلام تا سلاجقه ، ج 4 ، ص 362 .
( 4 ) . ابناصيبعه ، عيونالابناء فى طبقاتالاطباء ، ص 379 ؛ بنگريد به : محمود نجمآبادى ، تاريخ طب در ايران پس از اسلام ، ص 329 .
( 5 ) . ابناصيبعه ، عيونالابناء فى طبقاتالاطباء ، ص 379 .
( 6 ) . همان ، ص 380 .