تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فرهنگ و تمدن اسلام ( ويژه علوم پزشكى ) ( فارسي ) — صفحة 223

مساهمون:

ص٢٢٣
مانند حال در ايران - « عطار » كسى را مىگفته‌اند كه همهء اصناف داروها را بفروشد يا بسازد . شغل داروفروشى در سابق مانند حاليه در اروپا تا درجه‌اى با طب متلازم بوده است و اغلب دواسازان معتبر ، طب مىدانسته و به معالجهء امراض مىپرداخته‌اند . . . . « 1 »

بيمارستان‌هاى شيراز در دوران اتابكان « 2 » سلغرى

الف ) بيمارستان مظفرى

بيمارستان مظفرى از مهم‌ترين بيمارستان‌هاى ايران در شيراز بود كه آن را اتابك مظفرالدين ابوبكربن سعد زنگى بنا كرد ، از اين‌رو به بيمارستان مظفرى شهرت يافت . « 3 » از آنجاكه ضياءالدين مسعود طبيب كازرونى و برادر او كمال‌الدين ابوالخير از سال 630 تا 650 هجرى در اين بيمارستان به تدريس پزشكى و درمان بيماران اشتغال داشتند ، مىتوان دريافت كه اين مركز به‌احتمال در حدود سال 630 هجرى احداث شده است . « 4 » اتابك مظفرالدين ابوبكربن سعد ، فردى نيكوكار بود و در احداث مساجد و مراكز خيريه ، سراها و بازارها كوششى وافر داشت . وى ديه‌ها ، مزارع ، باغ‌ها و آسياب‌ها را نيز وقف اين بناها مىنمود . او در شيراز بيمارستانى مجهز تأسيس كرد و پزشكان دانشمند و جراحان ماهر را در آن به‌كار گمارد و در كنار اين بيمارستان نيز باغ‌ها و بستان‌هاى زيبا و جويبارهايى ايجاد كرد تا در فصل بهار و تابستان ، گردشگاه و استراحتگاه عموم باشد . اين باغ‌هاى زيبا با انواع ميوه‌ها ، شكوفه‌ها ، گل‌ها و شقايق‌ها ، آن چنان بود كه به‌گفته مؤلف تاريخ وصاف ، مىتوان اين بيمارستان را بوستان‌سراى سرزمين شيراز ناميد . « 5 »
هامش
( 1 ) . عطار نيشابورى ، تذكرهءالاولياء ، ص 4 و 5 . ( 2 ) . پس از آنكه سلجوقيان ، فارس را از تصرف ديلميان خارج ساختند ، اتابكان سلغرى در فارس حكومت كردند ( 684 - 543 ق ) . به‌هنگام حملهء مغول به ايران ، اتابك مظفرالدين ابوشجاع سعدبن زنگى بر فارس حاكم بود . وى آن سرزمين را از گزند حملهء مغولان مصون داشت و آثار خيرى از خود بر جاى نهاد . پس از سعدبن زنگى ، پسرش اتابك مظفرالدين ابوبكر سعد ( ممدوح سعدى شيرازى ) فارس را اداره كرد و با درايت ، آن را از آسيب تاتاران رهانيد . ( 3 ) . حسن تاج‌بخش ، تاريخ بيمارستان‌هاى ايران ، ص 108 . ( 4 ) . ميرزا حسن حسينى فسايى ، فارسنامهء ناصرى ، ج 2 ، ص 439 . ( 5 ) . وصاف‌الحضره ، تاريخ وصاف ، ص 157 و 158 ؛ بنگريد به : حسن تاج‌بخش ، تاريخ بيمارستان‌هاى ايران ، ص 110 .