. . . و در آن شهر ، جامع عتيق عمروبن ليث ساخته و گفتهاند آن مقام هرگز از ولى خالى نبود و بينالمحراب والمنبر ، دعا را اجابت بود و مسجد جديد ، اتابك سنقربن مودود سلغرى كرد و مسجد سنقر در خرگاهتراشان به اتابك سنقربن مودود سلغرى منسوب است و دارالشِفاء به عضدالدوله . « 1 »
اينك برخى از طبيبان اين بيمارستان را از نظر مىگذرانيم .
علىبن عباس مجوسى اهوازى ارجانى : « 2 » وى سومين شخصيت بزرگ پزشكى ايران و جهان اسلام است . علىبن عباس در زمان عضدالدوله ديلمى شهرت و احترامى بسيار داشت و طبيب مخصوص او بود . او شاهكار خود ، كاملالصناعه يا طب ملكى را به نام عضدالدوله نگاشت . وى بر حضور منظم محصل در بيمارستان ، دلسوزى بربيماران و در خدمت استاد بودن تأكيد مىورزيد . او به سال 384 هجرى درگذشت . « 3 »
ابوسهل ارجانى : وى در ارجان فارس به دنيا آمد و ساكن شيراز شد و به خدمت ابوكاليجار عمادالدوله ، مرزبان آلبويه درآمد . ارجانى به حسن گفتار و كردار معروف بود . معلوم نگرديد به چه علت زن ابوكاليجار - كه دختر عم پادشاه بود - ارجانى را به مسموم كردن يكى از پردگيان پادشاه متهم كرد . پس از آن به دستور سلطان طبيب را به زندان افكندند ، تا اينكه ، سال 418 هجرى درگذشت .
ابوالعلاى فارسى : وى پزشك مخصوص عضدالدوله ديلمى بود و پس از مرگ او نيز به خدمت پسرش شرفالدوله درآمد ، تا آنكه شرفالدوله به بيمارى سختى مبتلا شد و درگذشت . سپس اطرافيان ، طبيب را به سهلانگارى عمدى در درمان شرفالدوله متهم كردند و او نيز رنجيدهخاطر شد و شيراز را به قصد بصره ترك گفت ، ولى در بين راه به بيمارى رشته ( پيوك ، عرق مدنى ) « 4 » مبتلا شد و در سال 380 هجرى وفات يافت . « 5 »
هامش
( 1 ) . حمدالله مستوفى ، نزههالقلوب ، ص 138 .
( 2 ) . طب اسلامى به ترتيب زمانى چهار ركن دارد : علىبن ربن طبرى ، محمدبن زكرياى رازى ، علىبن عباس مجوسى اهوازى و شيخالرئيس ابوعلى سينا .
( 3 ) . حسن تاجبخش ، تاريخ بيمارستانهاى ايران ، ص 95 . در فصل هفتم به شرح حال اين طبيب خواهيم پرداخت .
( 4 ). Filaria Mediensis .( 5 ) . حسن تاجبخش ، تاريخ بيمارستانهاى ايران ، ص 96 و 97 .