يهود « 1 » و شغل آنان طبابت و كارهاى ديوانى بوده است و او نيز از پدر فن طبابت آموخت . « 2 »
وى در دوران فرمانروايى اباقاخان پزشك دربار شد . جانشين او غازانخان نيز پس از پذيرش اسلام چنان شيفتهء كمالات معنوى خواجه رشيدالدين گرديد كه وى را وزير خود كرد . او در طول 22 سال وزارت خود ، از ثروت و قدرتى كه در اختيار داشت ، براى ساخت مدارس و بيمارستانها و كتابخانهها و موقوفات استفاده نمود . « 3 »
پس از مرگ غازانخان ، به دستور اولجاتيو ( سلطان محمد خدابنده ) رشيدالدين با مشاركت خواجه علىشاه گيلانى « 4 » به كار وزارت ادامه داد ، اما بعد از مرگ سلطان ، خواجه علىشاه با همدستى يكى از پزشكان دربارى ، خواجه را نزد ابوسعيد - پادشاه جوان و نادان مغول - به مسموم كردن سلطان محمد متهم نمود . سرانجام مغولان ددمنش ، اين وزير پير و دانشمند بزرگ را به همراه فرزندش ابراهيم وحشيانه به قتل رسانيدند . « 5 »
قدر و منزلت رشيدالدين فضلالله نه از آن روست كه وى وزير بزرگى بوده ، يا تأسيسات ادارى بزرگى بنا نهاده و يا نفع بسيارى به مردمان زمانش رسانده ، بلكه اهميت وى به دليل تأليفات متعدد او بهويژه جامعالتواريخ است كه بىگمان از مهمترين كتب تاريخى به زبان فارسى است . « 6 » رشيدالدين فضلالله داراى تأليفات پزشكى نيز هست ، اما جامعالتواريخ او چنان پرقدر است كه سبب شده به ديگر آثار او هرگز توجه چندانى نشود . « 7 »
هامش
( 1 ) . بنگريد به : برتولد اشپولر ، تاريخ مغول در ايران ، ص 249 و 438 .
( 2 ) . مجتبى مينوى ، تاريخ و فرهنگ ، ص 321 .
( 3 ) . ادوارد براون ، تاريخ طب اسلامى ، ص 141 ؛ بنگريد به : حسن تاجبخش ، تاريخ بيمارستانهاى ايران ، ص 135 .
( 4 ) . وى در اصل دلال جواهر و احجار كريمه بود و فضل و سوادى نداشت ، ولى مردى قابل و كارآمد بود . او به دربار اولجاتيو راه يافت و به وزارت رسيد ( 711 ق ) و پس از مرگ اولجاتيو و جلوس ابوسعيد نيز همچنان در مقامخودباقى ماند . بهدليل ناآگاهى وى از امور ديوانى و سياست ، مملكت با مشكلات عديدهاى روبهرو شد . ( حمدالله مستوفى ، تاريخ گزيده ، ص 612 و 613 . )
( 5 ) . بنگريد به : حسن تاجبخش ، تاريخ بيمارستانهاى ايران ، ص 137 - 135 .
( 6 ) . مجتبى مينوى ، تاريخ و فرهنگ ، ص 323 .
( 7 ) . سيريل الگود ، تاريخ پزشكى ايران ، ص 450 ؛ بنگريد به : سيد صادق سجادى و هادى عالمزاده ، تاريخنگارى در اسلام ، ص 123 و 124 .