. . . رى ، شهرى است عظيم و آبادان . . . [ با ] مردم و بازرگانان بسيار . . . آبهاى ايشان از كاريز است و از وى كرباس و بُرد و پنبه و غضاره « 1 » و روغن و نبيد خيزد و از نواحى وى طيلسانهاى « 2 » پشمين نيكو خيزد و محمد زكريا . . . از آنجا بود و تربت محمدبن الحسنالفقيه و كسايى مقرى و فراخرى منجم [ / فزارى ] از آنجاست . . . . « 3 »
بيمارستان رى كه در سدهء سوم و چهارم فعال بوده ، از نخستين مراكز طبى ايران اسلامى بهشمار مىرفته است . زكرياى رازى - پزشك نامدار ايران و جهان اسلام - مدتى رياست اين بيمارستان را برعهده داشت . قفطى در كتاب تاريخالحكماى خود مىگويد : « وى رياست و مديريت بيمارستان رى و بيمارستان بغداد را عهدهدار بود . » ابنجلجل آندلسى نيز در كتاب طبقاتالاطباء والحكماء از اين مقوله سخن گفته است . « 4 »
ابننديم در وصف مجلس تدريس پزشكى رازى مىنويسد : شاگردانش بسته به درجهء علمى در خدمت او بودند و اگر نيازمندى سئوال پزشكى داشت ، ابتدا شاگردان پايين دست و سپس شاگردان بالادست به پاسخگويى مىپرداختند و اگر درمىماندند ، خود استاد روشنگرانه پاسخ مىداد . « 5 »
بيمارستان رى از مراكز بزرگ پزشكى بود . اين بيمارستان ، سازمانى داشت مبتنى بر سلسله مراتب اطبا ؛ بدينگونه كه وقتى پزشكان تازهكار مىتوانستند بيماران را معالجه و مداوا كنند ، هيچگاه به استاد رجوع نمىشد ، اما با اين همه ، استاد همواره امور را زير نظر داشت . « 6 »
به نظر مىرسد بيمارستان رى در زمان ساسانيان تأسيس شده و در قرن سوم هجرى به اوج اهميت خود رسيده باشد . به هر روى ، اين بيمارستان پس از هجوم مغول ، همراه با خودِ شهر رى نابود شد .
هامش
( 1 ) . سُفال سبز ، كاسهء بزرگ .
( 2 ) . ردا ، جامهء گشاد و بلند كه به دوش اندازند .
( 3 ) . حدود العالم منالمشرق الىالمغرب ، ص 142 .
( 4 ) . جمالالدين على قفطى ، تاريخالحكماء ، ص 178 ؛ بنگريد به : حسان بن جلجل ، طبقاتالاطباء والحكماء ، ص 77 ؛ محمود نجمآبادى ، تاريخ طب در ايران پس از اسلام ، ص 766 ؛ مهدى فرشاد ، تاريخ علم در ايران ، ج 2 ، ص 848 .
( 5 ) . اسحاق بن محمد بن نديم ، الفهرست ، ص 356 و 357 .
( 6 ) . عبدالحسين زرينكوب ، كارنامه اسلام ، ص 58 .