در اين بيمارستان براى بيماران زن ، بخش جداگانهاى است و پرستارانى مراقبت از آنان را برعهده دارند . بخشى ديگر نيز جايگاه نگهدارى ديوانگان است . « 1 »
بيمارستان منصورى در فضاى وسيعى قرار داشت ، با حوضها و جوىهايى كه هواى آن را خنك مىكردند . اين بيمارستان داراى چند آزمايشگاه ، داروخانه عمومى ، كلينيكهايى براى بيماران سرپايى ، چند آشپزخانه و حمام ، كتابخانه ، نمازخانه و سالن سخنرانى بود . بيماران از زن و مرد ، فقير و غنى و آزاده و برده بهرايگان معالجه مىشدند و هنگام ترخيص از بيمارستان ، مقدارى پول به آنان داده مىشد تا بلافاصله بهكار نيازمند نباشند . بيمارانى كه دچار بىخوابى مىشدند ، به موسيقى ملايم و قصههاى داستانسرايان حرفهاى گوش مىسپردند و غالباً كتابهاى تاريخى را مطالعه مىكردند . « 2 »
بيمارستان قدس در فلسطين
ناصر خسرو « 3 » مىنويسد :
. . . و بيتالمقدس را بيمارستانى نيك است و وقف بسيار دارد و خلق را بسيار دارو و شربت دهند و طبيبان باشند كه از وقف ، مرسوم ستانند . آن بيمارستان و مسجد آدينه بر كنار شهر است از جانب مشرق ، و يك ديوار مسجد بر كنار وادى جهنم است و چون از سوى بيرون مسجد ، آن ديوار را - كه در سمت وادى است - بنگرند ، صدارش باشد به سنگهاى عظيم برآورده ؛ چنان كه گِل و گچ در ميان نيست . . . . « 4 »
صلاحالدين ايوبى در سال 585 هجرى با شكست مسيحيان ، بيتالمقدس را آزادكرد و پس از احداث مدارس ، بيمارستان و كاروانسرا ، وجوهات و امكاناتى را وقف آنها نمود . « 5 »
هامش
( 1 ) . همان ، ص 85 .
( 2 ) . ويليام جيمز دورانت ، تاريخ تمدن ، ج 4 ، ص 420 ؛ بنگريد به : احمد آرام ، علم در اسلام ، ص 166 ؛ احمد عيسىبيك ، تاريخ البيمارستانات فىالاسلام ، ص 141 و 142 .
( 3 ) . حكيم ناصرخسرو قباديانى ، نويسنده ، انديشمند ، شاعر و جهانگرد برجستهء ايرانى است . وى به مدت پنجاه سال به نقاط مختلف جهان سير و سفر كرد و در سال 481 هجرى وفات يافت .
( 4 ) . ناصر خسرو ، سفرنامهء ، ص 28 ؛ بنگريد به : احمد بن خلكان ، وفياتالاعيان و ابناءالزمان ، ج 7 ، ص 179 ، 187 و 200 .
( 5 ) . عبدالرحمن بن خلدون ، تاريخ ابنخلدون ، ج 5 ، ص 325 ؛ بنگريد به : حمدالله مستوفى ، تاريخ گزيده ، ص 516 .