صاعدبن هارون ملقب به ابونصر بود كه مدتى رياست بيمارستان عضدى را نيز برعهده داشت . او به سال 444 هجرى وفات يافت . « 1 »
ابوالفرجبن طيب نيز كه دانشمند و فيلسوف زمان خود بهشمار مىرفت ، در بيمارستان عضدى بغداد به تدريس طب و معالجهء بيماران اشتغال داشت . وى معاصر با ابنسينا بود . « 2 »
از ديگر پزشكان معروف اين بيمارستان كه در دربار نيز خدمت مىكرد ، ابوالحسن هبتالله ابوالعلاسعيدبن ابراهيم ملقب به امينالدوله بود . او جانشين عموى خود ابوالفرج يحيىبن تلميذ از اطباى بغداد شد و به همين روى وى را ابنتلميذ مىناميدند . وى در آغاز به ايران سفر كرد و زبان فارسى را بهخوبى آموخت و سپس به بغداد بازگشت و در بيمارستان عضدى به طبابت پرداخت . او در علم پزشكى سرآمد همه بود ؛ تا بدان پايه كه او را بقراط و جالينوس عصر مىخواندند .
سعيدبن ابراهيم عمرى طولانى و زندگانى مرفه و آسودهاى داشت و محبوبيت او در بين مردم بغداد به قدرى بود كه پس از مرگش ( 1164 م ) كسبه دكانهاى خود را بستند و كارگران دست از كار كشيدند و دولتيان ادارات خود را تعطيل كردند تا جنازهاش را تشييع كنند . وى در اواخر عمر به رياست پزشكان بغداد منصوب و رئيس هيئت ممتحنين طبابت گرديد . او پس از آنكه به رياست بيمارستان عضدى انتخاب شد ، تنها به معالجهء شاهزادگان و خاندان خليفه و افراد فقير مىپرداخت . « 3 »
يكى ديگر از پزشكان مشهور ، بديعالزمان نام داشت كه چون در ساختن وسايل ستارهشناسى چيرهدست بود ، او را بديعالاسطرلابى نيز مىناميدند . وى بهجز پزشكى ، در شعر و نجوم نيز مهارت داشت . بديعالزمان به سال 1139 ميلادى وفات يافت و او را در قبرستان الورديه ( بخش شرقى بغداد ) به خاك سپردند . « 4 » در اين بيمارستان ، پزشكانى ديگر نيز بودند ؛
هامش
( 1 ) . حسن تاجبخش ، تاريخ بيمارستانهاى ايران ، ص 44 و 46 .
( 2 ) . محمد عبدالرحيم غنيمه ، تاريخ دانشگاههاى بزرگ اسلامى ، ص 172 .
( 3 ) . سيريل الگود ، تاريخ پزشكى ايران ، ص 239 و 241 ؛ بنگريد به : ذبيحالله صفا ، تاريخ علوم عقلى در تمدن اسلامى ، ج 1 ، ص 324 .
( 4 ) . سيريل الگود ، تاريخ پزشكى ايران ، ص 51 .