موجب نقصان و نرسيدن مخارج ، بهتدريج از اعتبار بيمارستان كاسته شد . بيمارستان عضدى ، مدتها از مراكز بزرگ طبى بهشمار مىآمد و بيماران از همه جا براى درمان بدانجا روى مىآوردند . اين بيمارستان نه تنها نيازهاى مردم بغداد ، بلكه نيازمندىهاى مردمان بينالنهرين و آسياى صغير و قسمتى از شامات و برخى از نواحى ديگر را نيز تأمين مىنمود . « 1 »
در سال 449 هجرى گرسنگى و بيمارى و با در بغداد بيداد مىكرد ؛ تا آنجاكه بهگفته ابنالاثير مردم گرسنه ، گوشت مردار و لاشهء سگ مىخوردند و مرگ و مير نيز به حدى شيوع يافته بود كه مردم از به خاك سپردن مردگان عاجز شدند و آنها را در گورهاى دستهجمعى به خاك مىسپردند . در همين سال ، بيمارستان عضدى نيز وضعيت اسفناكى داشت . « 2 »
در سال 569 هجرى بر اثر بارانهاى شديد ، سيل بغداد را فراگرفت و آب دجله طغيان كرد و به فاضلاب خانهها راه يافت و ويرانى زيادى به بار آورد . سيل از پنجرهها به درون ساختمان بيمارستان نيز جارى شد و آن را درهم كوبيد . « 3 »
پس از آن ، خرابىهاى بيمارستان ترميم گرديد و بهصورت اول درآمد و پزشكان همچون گذشته در آن به خدمت پرداختند . آنگونه كه از منابع تاريخى برمىآيد ، اين بيمارستان تا اواخر قرن ششم هجرى برپا بود . « 4 »
بيمارستان عضدى پس از حملهء هلاكوخان مغول به بغداد در سال 656 هجرى ويران و متروك گرديد . ابنبطوطه « 5 » مىنويسد :
. . . ازجمله اين محلهها ، بابالبصره است كه جامع منصور خليفه در آن قرار دارد و
هامش
( 1 ) . محمود نجمآبادى ، تاريخ طب در ايران پس از اسلام ، ص 779 ؛ بنگريد به : مهدى فرشاد ، تاريخ علم در ايران ، ص 851 .
( 2 ) . عزالدين بن اثير ، الكامل فىالتاريخ ، ج 9 ، ص 636 ؛ بنگريد به : حسن تاجبخش ، تاريخ بيمارستانهاى ايران ، ص 47 .
( 3 ) . عزالدين بن اثير ، الكامل فىالتاريخ ، ج 11 ، ص 409 .
( 4 ) . محمود نجمآبادى ، تاريخ طب در ايران پس از اسلام ، ص 779 .
( 5 ) . او عالم و جغرافىدانى بزرگ بود كه براى فراگرفتن جغرافى ، سفرها كرد . سفر ابنبطوطه كه نزديك به سى سال به طول انجاميد ، كه در سال 725 هجرى از شمال آفريقا آغاز شد و به سال 754 در مراكش به پايان رسيد .