تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فرهنگ و تمدن اسلام ( ويژه علوم پزشكى ) ( فارسي ) — صفحة 207

مساهمون:

ص٢٠٧
با گشايش بيمارستان در سال 372 هجرى عضدالدوله براى پزشكان ، خدمتكاران و پرستاران هزينه و مستمرى تعيين كرد و انواع داروها و گياهان درمانى را در آن فراهم آورد و 24 پزشك نيز براى درمان در نظر گرفت . گمان مىرود كه اين بيمارستان تا حملهء مغول به بغداد ( 656 ق ) همچنان پا بر جاى مانده باشد . « 1 » ابن‌جبير ، « 2 » جهانگرد آندلسى كه در سال 581 هجرى بغداد را ديده ، چنين مىنويسد : بين محلهء شارع و دروازهء بصره ، بازار بيمارستان ( سوق‌المارستان ) قرار دارد . اين بازار ، خود شهركى است كه بيمارستان مشهور عضدى در آنجا واقع شده است . پزشكان روزهاى دوشنبه و پنج‌شنبه به اين بيمارستان سركشى مىكنند و از احوال بيماران آگاه مىشوند و آنچه نياز دارند ، براى آنان آماده مىكنند و پرستاران با پختن غذاها و آماده‌سازى داروها به خدمت ايشان مىپردازند . بيمارستان ، كاخ بزرگى شامل اتاق‌هاى متعدد و لوازم و تجهيزات كافى است و آب دجله نيز بدان وارد مىشود . « 3 » عضدالدوله ديلمى در بغداد به توسعهء عمران و آبادانى شهر نيز پرداخت و از آنجا كه خود وى از علماى عصر نيز به‌شمار مىرفت ، در ترويج علم اقدامات همه‌جانبه‌اى به عمل آورد . « 4 » پس از عضدالدوله ، برخى از شاهان ديلمى چون بهاءالدوله و فرزندش شرف‌الدوله ، در توسعه و آبادانى بيمارستان كوشيدند و وجوهات زيادى را وقف بيمارستان كردند ، ولى بعدها به
هامش
( 1 ) . محمد عبدالرحيم غنيمه ، تاريخ دانشگاه‌هاى بزرگ اسلامى ، ص 173 ؛ بنگريد به : حسن تاج‌بخش ، تاريخ بيمارستان‌هاى ايران ، ص 38 ؛ محمود نجم‌آبادى ، تاريخ طب در ايران پس از اسلام ، ص 775 . ( 2 ) . ابوالحسن محمدبن احمد جبير كنعانى معروف به ابن‌جبير ، شاعر و اديب و فقيه و سياح ، در سال 540 هجرى در بلنسيه ( والنسيا ) متولد شد . او در شاطبه فقه آموخت و سه بار به شرق سفر كرد و افزون بر زيارت خانهء خدا و شهرهايى كه در راه اسپانيا به مكه است ، مدينه و كوفه و بغداد و موصل و حلب و دمشق را ديد و از عكا به صقليه ( سيسيل ) و قرطاجنه رفت و در سفر اخير به اسكندريه در سال 614 هجرى درگذشت . ( 3 ) . احمد بن جبير ، سفرنامهء ابن‌جبير ، ص 276 ؛ بنگريد به : ويليام جيمز دورانت ، تاريخ تمدن ، ج 4 ، ص 420 ؛ سيريل الگود ، تاريخ پزشكى ايران و سرزمين‌هاى خلافت شرقى ، ص 186 ؛ سيد اميرعلى ، تاريخ عرب و اسلام ، ص 306 ؛ عباس اقبال آشتيانى ، تاريخ مفصل ايران ، ص 303 . ( 4 ) . عبدالحسين زرين‌كوب ، روزگاران ، ص 443 ؛ بنگريد به : سيد احمدرضا خضرى ، تاريخ خلافت عباسى از آغاز تا آل‌بويه ، ص 165 .