داشت كه در آنجا ديوانگانى را كه به زنجير كشيده بودند ، بهنوعى درمان مىكردند . ابنجبير اين مدارس و دو بيمارستان را مايهء فخر و مباهات جهان اسلام مىداند . « 1 »
بيشتر بيمارستانهاى دمشق به دو بخش مردان و زنان تقسيم مىشد كه در هر يك نيز بخشهايى براى جراحى ، امراض داخلى و بيمارىهاى چشم داير بود و پزشكان نيز به نوبت به ناظر بخش گزارش مىدادند . ناظر پيش از آنكه منصوب گردد ، تعليمات و دستورهايى در چگونگى رفتار با بيماران دريافت مىداشت . البته ناگفته نماند ضرورتى نداشت كه ناظر بيمارستان ، خود پزشك باشد . « 2 »
پيشتر درباره بيمارستان وليدبن عبدالملك - نخستين بيمارستان دمشق - سخن گفتيم . اينك به دو بيمارستان ديگر در اين شهر مىپردازيم .
الف ) بيمارستان نورى
نورالدين محمود زنگى آق سنقر ( ف 569 ق ) سلطان شام و ديار جزيره و مصر ، بيمارستان نورى را در سال 549 هجرى به شكلى زيبا و باشكوه و مجهز ، از محل فديهء يك شاهزادهء صليبى در دمشق احداث كرد . « 3 » وى به اهل دين و دانش احترام مىگذارد . او مدارس بسيارى براى حنفيان و شافعيان بنيان نهاد و مسجد جامع نورى را نيز در موصل بنا كرد . نورالدين محمود افزون بر بيمارستان ، كاروانسرا و خانقاه نيز ساخت و موقوفات بسيارى را نيز براى آنها اختصاص داد . گفتهاند مقدار وقف در هر ماه نُه هزار دينار سورى بوده است . « 4 »
بيمارستان نورى به مدت سه قرن ، تمام بيماران را بىهيچ دستمزدى معالجه مىكرد و بدانها داروى رايگان نيز مىداد . « 5 »
هامش
( 1 ) . احمد بن جبير ، سفرنامه ابنجبير ، ص 230 و 231 .
( 2 ) . نيكلا زياده ، دمشق در عصر مماليك ، ص 92 .
( 3 ) . حسن تاجبخش ، تاريخ بيمارستانهاى ايران ، ص 62 ؛ عبدالحسين زرينكوب ، كارنامه اسلام ، ص 58 ؛ بنگريد به : احمد آرام ، علم در اسلام ، ص 165 .
( 4 ) . عزالدين بن اثير ، الكامل فىالتاريخ ، ج 11 ، ص 404 ؛ بنگريد به : احمد بن جبير ، سفرنامه ابن جبير ، ص 346 و 347 .
( 5 ) . ويليام جيمز دورانت ، تاريخ تمدن ، ج 4 ، ص 420 ؛ بنگريد به : حسن تاجبخش ، تاريخ بيمارستانهاى ايران ، ص 61 .