تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فرهنگ و تمدن اسلام ( ويژه علوم پزشكى ) ( فارسي ) — صفحة 209

مساهمون:

ص٢٠٩
بيمارستان بغداد كه نخست به‌صورت كاخ بزرگى بود ، اكنون ويرانه‌اى بيش نيست [ و ] در كنار دجله بين باب‌البصره و محلهء شارع واقع شده است . « 1 » عضدالدوله به دانشمندان احترام زيادى مىگذارد و حتى در مجاورت اتاق خود تالار بزرگى براى مطالعه و تحقيق آنان اختصاص داده بود . او از بهترين اطبا دعوت نمود و جبرييل را كه در شيراز پزشك مخصوص خود بود ، به رياست بيمارستان عضدى منصوب كرد . شمار كاركنان بيمارستان را حدود هشتاد نفر نوشته‌اند كه از آن ميان به چند پزشك نامى اشاره مىكنيم . يكى از اين پزشكان ابراهيم‌بن بكَس نام داشت كه نه‌تنها در داروسازى و پزشكى ، بلكه در ترجمهء كتاب نيز زبردست بود و به تدريس دانش پزشكى نيز مىپرداخت . ابراهيم در آخر عمر نابينا شد ؛ آن‌گونه كه ناچار گرديد براى تشخيص بيمارى افراد از شاگردان خود كمك بخواهد تا رنگ و چگونگى ادرار آنان را براى وى شرح دهند . او با وجود پيرى و ناتوانى از اركان بيمارستان به‌شمار مىرفت . وى به سال 1003 ميلادى درگذشت . « 2 » پزشك ديگر ، ابن‌مندويه اصفهانى بود كه در دوران حيات خود آثار متعددى تأليف كرد . كتاب الكافى وى به حدى مورد توجه بود كه آن را « قانون صغير » نام نهاده‌اند . « 3 » ابوالخير ، نخستين سر جراح بيمارستان بود . گفته‌اند وى دو نوع روغن ماليدنى ابداع كرد كه مدت‌ها پس از مرگش در كتاب‌هاى داروسازى ايران ثبت شده بود . ابوالحسن‌بن النقاح يا ابن‌النقاح نيز از جراحان معروف بغداد در آن ايام بود . ابوالحسين علىبن كشكرايا طبيب ديگر اين بيمارستان بود كه در آغاز كار در خدمت سيف الدوله حمدانى بود ، اما عضدالدوله وى را از ايران دعوت كرد . « 4 » ابوالحسن سنان‌بن ثابت‌بن قُره صابى نيز در پزشكى مقامى و الا داشت و رياست بيمارستان بغداد را به سال 439 هجرى عهده‌دار بود . يكى ديگر از پزشكان ، هارون‌بن
هامش
( 1 ) . عبدالله بن بطوطه ، سفرنامهء ابن‌بطوطه ، ج 1 ، ص 242 . ( 2 ) . سيريل الگود ، تاريخ پزشكى ايران و سرزمين‌هاى خلافت شرقى ، ص 226 ؛ بنگريد به : ذبيح‌الله صفا ، تاريخ علوم عقلى در تمدن اسلامى ، ج 1 ، ص 81 و 82 . ( 3 ) . سيريل الگود ، تاريخ پزشكى ايران ، ص 237 و 238 . ( 4 ) . همو ، تاريخ پزشكى ايران و سرزمين‌هاى خلافت شرقى ، ص 189 و 190 .