تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فرهنگ و تمدن اسلام ( ويژه علوم پزشكى ) ( فارسي ) — صفحة 206

مساهمون:

ص٢٠٦
چشم‌پزشكان و جراحان نامدار نيز سبب گرديد كه وى با مشاهير و حكماى عصر آشنا گردد . « 1 » عضدالدوله صد هزار دينار وقف اين بيمارستان كرد . گويند وقتى بيمارستان بغداد به پايان رسيد ، عضدالدوله به بازديد آن رفت . ديوانه‌اى كه در بند بود ، به وى گفت : اى امير ! اگر نه همهء كارهاى شما باشگونه « 2 » است ، ديوانه تويى ! بر من بند حرام است . عضدالدوله گفت : در من چه ديوانگى ديدى ؟ ديوانه گفت : اول آنكه مال از عاقلان ستانى و بر ديوانگان صرف كنى . دوم آنكه شفا دادن به امر خداست . تو دارالشِفا مىسازى و خود را شِفا رسانند . مىپندارى ؛ برتر از اين ديوانگى چه باشد ؟ عضدالدوله گفت : زه اى سراينده ! زه ! نگفت هيچ عاقل ، سخن از تو بِهْ . « 3 » بيمارستان عضدالدوله مجهزترين بيمارستانى بود كه تا آن زمان ساخته شده و بودجهء كافى براى ادارهء امور آن تعيين گرديده بود . در داروخانهء اين بيمارستان ، انواع داروها از نقاط مختلف جهان فراهم مىگرديد . مىگويند عضدالدوله براى تعيين محل آن با محمدبن زكرياى رازى مشورت نمود و رازى مقدارى گوشت خام در نقاط مختلف شهر آويخت و آنگاه محلى را براى بيمارستان برگزيد كه گوشت آن پس از چند روز ، كمتر از بقيه فاسد شده بود . دكتر سيريل الگود اين داستان را - با آنكه در بسيارى از كتاب‌ها ذكر شده - واقعى نمىداند ؛ زيرا آخرين تاريخى كه براى مرگ رازى گفته‌اند ، پنجاه سال زودتر از زمانى است كه عضدالدوله تصميم گرفت اين بيمارستان را بسازد . ساخت بيمارستان سه سال به طول انجاميد . پس از شروع به‌كار نيز ساكنان پرجمعيت‌ترين محلهء بغداد در آن مداوا مىشدند . شهر قديمى بغداد در پشت اين بيمارستان قرار داشت و روبه‌روى آن نيز رود بزرگ دجله در جريان بود . در سمت چپ آن ، دروازهء خراسان و جادهء اصلى ايران واقع بود كه از روى پُل بزرگى مىگذشت و از ميان بازار يحيى رد مىشد و در سمت چپ نيز قصر زبيده و گورستان باب‌الدير قرار داشت . « 4 »
هامش
( 1 ) . همان ، ص 483 ؛ بنگريد به : عبدالعظيم رضايى ، گنجينهء تاريخ ايران ، ج 10 ، ص 946 . ( 2 ) . وارونه . ( 3 ) . حمدالله مستوفى ، تاريخ گزيده ، ص 415 و 416 . ( 4 ) . سيريل الگود ، تاريخ پزشكى ايران و سرزمين‌هاى خلافت شرقى ، ص 234 - 232 ؛ بنگريد به : همان ، ص 187 و 188 .
تاريخ فرهنگ و تمدن اسلام ( ويژه علوم پزشكى ) ( فارسي ) — صفحة 206 | شهاب الدين دميرچى