بيمارستان - كه در جهان به نظم و ترتيب شهره بود - هزينهاى بسيار كرد و سرانجام آن را در سال 368 هجرى به پايان برد و براى ادارهء آن نيز تجهيزات و امكانات زيادى فراهم نمود . « 1 » هندوشاهبن سنجر صاحب تجاربالسلف دراينباره چنين مىنويسد :
و رايت دولت عباسيان خافق گشت و اين دولت در غايت رفعت و جلالت بود و همهء عالم مطيع شدند و صلحا و اخيار ناس نيز به دل و جان انقياد نمودند . . . و نزديك ششصد سال بماند و چند دولت ديگر بر عباسيان طارى شد . [ از آن ميان ] يكى دولت بويهيان بود كه در اوج عظمت بود و مثل عضدالدوله فناخسرو « 2 » - كه در بغداد و بر جانب غربى ، بيمارستان عضدى ساخته - از ملوك اين دولت بود . « 3 »
هندوشاهبن سنجر در جايى ديگر مىنويسد : « در بناى جامع منصور و بيمارستان عضدالدوله ، از براى هر آجر ، يك زنبيل گچ ريختند . » « 4 » نيز گفتهاند كه هنگام ساختن بيمارستان عضدى در بغداد ، علىبن عباس مجوسى اهوازى - يكى از برجستهترين پزشكاناسلام - بر بناى آن نظارت مىكرد . اين پزشك عالىقدر در سال 994 ميلادى درگذشت . « 5 »
اهتمام عضدالدوله در تجديد بنا و تعمير بيمارستان بغداد كه ظاهراً زير نظر محمدبن زكرياى رازى بنا شده بود ، نمونهاى از علاقه وى به كارهاى عامالمنفعه بود . گفتنى است در بخشى از بيمارستان وى نيز دارالشفايى قرار داشت كه در آن به معالجهء ديوانگان مىپرداختند . « 6 »
توجه عضدالدوله به احداث بيمارستان و جذب و تربيت پزشكان و دانشمندان ، خويشان و فرزندان او را نيز بدينگونه كارها تشويق نمود . سعى عضدالدوله در جلب طبيبان و
هامش
( 1 ) . احمد بن خلكان ، وفياتالأعيان و ابناءالزمان ، ص 20 .
( 2 ) . فناخسرو معرب پناه خسرو ( لقب دو تن از شاهانآلبويه ) است .
( 3 ) . هندوشاه صاحبى نخجوانى ، تجارب السلف ، ص 87 ؛ بنگريد به : عبدالرحمن بن خلدون ، تاريخ ابنخلدون ، ج 7 ، ص 457 و 458 .
( 4 ) . هندوشاه صاحبى نخجوانى ، تجارب السلف ، ص 270 و 271 ؛ بنگريد به : عزالدين بن اثير ، الكامل فىالتاريخ ، ج 9 ، ص 38 .
( 5 ) . نورالدين آلعلى ، اسلام در غرب ، ص 344 ؛ بنگريد به : علىاكبر فياض ، تاريخ اسلام ، ص 237 .
( 6 ) . عبدالحسين زرينكوب ، تاريخ مردم ايران ، ص 436 .