برمكيان آنها را اداره مىكردهاند . به هر روى ، تأسيس بيمارستان برامكه الگويى براى ساير خلفا گرديد ؛ چنان كه بعدها بيمارستانهاى ديگرى نيز در بغداد بنا شد كه جملگى به تشويق و همت ايرانيان بوده است . « 1 » چنان كه اشاره شد ، برمكيان مردمى دانشپرور بودند . اينان به طب هندى و اطباى آن علاقه داشتند ، از اينرو رياست بيمارستانى را كه در بغداد داير كردند ، برعهدهء پزشكى هندى به نام ابندُهن يا ابندَهِن گذاردند . « 2 » وى از مترجمان هندى به عربى بود . دو كتاب سندستاق ( / زبدهء رستگارىها ) و مختصراللهند در داروهاى گياهى ، از آثار ترجمه شده اوست . « 3 »
از مهمترين كتب طبى هندوان كه برخى از آنها در دورهء تمدن اسلامى به عربى برگردانده شد ، مىتوان به كاراكا ، « 4 » سسرد « 5 » و واگبهاتا « 6 » اشاره كرد كه سه ركن اصلى طب هندى بهشمار مىروند . « 7 »
در سال 175 هجرى چون جعفربن يحيىبن خالد برمكى بيمار شد ، به فرمان هارون ، بختيشوع از جندى شاپور به خدمت رسيد و به درمان وى پرداخت . پس از آن هارون از او خواست فردى را بهعنوان پزشك معالج خليفه معرفى كند و او نيز پسر خود جبرييل را براى اين كار برگزيد . جبرييل همان كسى است كه بيمارستان رشيد را تأسيس كرد . گمان مىرود كه بيمارستان برمكيان را نيز جبرييل بنيان نهاده ، ولى رياست آن را پزشكى هندى برعهده گرفته باشد ؛ چنان كه بيمارستان رشيد نيز اينگونه بود . « 8 »
ج ) بيمارستان عضدى بغداد
از مشهورترين بيمارستانها در دوران تمدن اسلامى ، بيمارستان عضدى منسوب به عضدالدوله ديلمى بود كه در غرب شهر بغداد قرار داشت . عضدالدوله براى احداث اين
هامش
( 1 ) . محمود نجمآبادى ، تاريخ طب در ايران پس از اسلام ، ص 770 .
( 2 ) . جرجى زيدان ، تاريخ تمدن اسلام ، ج 3 ، ص 608 ؛ بنگريد به : حسن تاجبخش ، تاريخ بيمارستانهاى ايران ، ص 30 .
( 3 ) . اسحاق بن محمد بن نديم ، الفهرست ، ص 305 و 306 .
( 4 ). Karaka .( 5 ). Susruta .( 6 ). Vagbhata .( 7 ) . ذبيحالله صفا ، تاريخ علوم عقلى در تمدن اسلامى ، ج 1 ، ص 27 .
( 8 ) . حسن تاجبخش ، تاريخ بيمارستانهاى ايران ، ص 31 .