دوران ابوجعفر منصور خليفهء دوم عباسى برقرار گرديد و در پى آن جرجيس طبيب - رئيس دانشگاه جندى شاپور - نيز براى درمان خليفه احضار شد . بىگمان بسيارى از پزشكان جندى شاپور در تمدن اسلامى جايگاهى بس ارجمند داشتند . « 1 »
بيش از سى بيمارستان مشهور بهمانند بيمارستان جندىشاپور ساخته شد كه جملگى از مراكز مهم علمى و بهداشتى بودند . بيمارستانهاى دورهء هارونالرشيد به سبك بيمارستانهاى ايرانى بود كه در طى يك قرن شمارشان به پنج بيمارستان رسيد كه البته بايد بيمارستان سيار را نيز بدانها افزود . مورخان اسلامى دربارهء اين بيمارستانها ، تعداد اعضا ، مستمرىهاى اطبا و كاركنان و بودجهء آنها نكات سومندى بهدست دادهاند . « 2 »
الف ) بيمارستان رشيد
اين بيمارستان به فرمان هارونالرشيد خليفهء عباسى به سال 171 هجرى در بغداد تأسيس گرديد . هارون اين امر را برعهدهء طبيب مخصوص خود ، جبرييلبن بختيشوع گذارد و او نيز براى ادارهء امور بيمارستان ، طبيبان حاذقى همچون ماسويه ( ابو يوحنا ) را برگزيد كه از پزشكان و داروسازان جندى شاپور بود . همين كه بغداد تمركز علمى يافت ، خلفاى عباسى نيز طبيبان و دانشمندان جندى شاپور را بدين شهر فراخواندند . چنين مىنمايد كه پس از هارونالرشيد و مأمون و ديگر خلفا ، اين بيمارستان را همين پزشكان و فرزندان آنان اداره مىكردهاند . « 3 »
بههنگام تأسيس بيمارستان بغداد ، هارون از پزشكى هندى به نام دهشتك - كه رياست بيمارستان جندى شاپور را برعهده داشت - درخواست نمود تا رياست بيمارستان بغداد را بپذيرد ، ولى وى نپذيرفت و ماسويه را براى آن سمت معرفى كرد . گفتنى است پس از ماسويه نيز فرزندش يوحنا رئيس بيمارستان شد . « 4 » به نوشتهء فيليپ حِتى ، سنانبن ثابت قره نيز يكى
هامش
( 1 ) . محمود نجمآبادى ، تاريخ طب در ايران پس از اسلام ، ص 91 و 92 .
( 2 ) . عبدالحسين زرينكوب ، كارنامه اسلام ، ص 57 .
( 3 ) . محمود نجمآبادى ، تاريخ طب در ايران پس از اسلام ، ص 769 ؛ بنگريد به : علىاصغر حلبى ، تاريخ تمدن در اسلام ، ص 232 .
( 4 ) . جرجى زيدان ، تاريخ تمدن اسلام ، ج 3 ، ص 608 ؛ بنگريد به : مهدى فرشاد ، تاريخ علم در ايران ، ص 848 .