بيمارستان وليدبن عبدالملك در دمشق
وليدبن عبدالملك نخستين كسى بود كه براى بيماران ، بيمارستان و ميهمانخانه ساخت و براى كوران و بينوايان و جذاميان نيز مقررى خواروبار در نظر گرفت . « 1 »
وى در سال 88 هجرى در دمشق بيمارستانى بنا كرد و سپس پزشكانى را در آن بهكار گمارد . وليد در آنجا ديوانگان را نيز گردآورد و بودجهاى براى ادارهء امور آن تعيين نمود . بىشك تا انقراض دولت اموى ، اين بيمارستان در حوزهء تمدن اسلامى منحصربهفرد بود . « 2 »
وليد براى دستگيرى افراد مستمند و رسيدگى به وضعيت آنان مقررى ثابت و دايمى تعيين نمود و براى افراد كور و لنگ و ديوانه يا فلج و زمينگير و مانند آن ، تيمارخانه نيز بنا كرد . او در اين تيمارخانه ، به آنان لباس و غذا و دارو داد و پرستارانى را نيز در خدمتشان گمارد . وليد براى پرورش و آموزش كودكان يتيم و بىبضاعت ، يتيمخانهاى نيز ايجاد كرد . « 3 » نخستين بيمارستان امراض مسرى و آسايشگاه سالخوردگان ، عاجزان و كوران را نيز به دو نسبت مىدهند . « 4 »
بيمارستانهاى مشهور بغداد
بيمارستانهاى اين دوره اغلب بهسبك بيمارستان جندى شاپور ساخته شد ؛ مانند بيمارستانهاى معروف عضدالدوله در بغداد و شيراز و نيز بيمارستانهاى دمشق و قاهره كه نخستين فرآوردههاى دارويى اسلامى نيز در همين مراكز فراهم مىگرديد . « 5 »
اولين ارتباط مستقيم پزشكى بين دانشگاه جندى شاپور و بغداد ، در سدهء دوم هجرى و در
هامش
( 1 ) . احمدبن ابىيعقوب ، تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 247 ؛ بنگريد به : حمدالله مستوفى ، تاريخ گزيده ، ص 278 ؛ علىاصغر حلبى ، تاريخ تمدن در اسلام ، ص 232 .
( 2 ) . جرجى زيدان ، تاريخ تمدن اسلام ، ج 3 ، ص 608 .
( 3 ) . سيد اميرعلى ، تاريخ عرب و اسلام ، ص 127 و 128 ؛ بنگريد به : نيكلا زياده ، دمشق در عصر مماليك ، ص 55 و 56 ؛ محمود نجمآبادى ، تاريخ طب در ايران پس از اسلام ، ص 764 .
( 4 ) . ويليام جيمز دورانت ، تاريخ تمدن ، ج 4 ، ص 250 .
( 5 ) . ريچارد نلسون فراى ، تاريخ ايران از اسلام تا سلاجقه ، ج 4 ، ص 361 .