خارش ( اگزيما / النمله ) و نيز برخى از بيمارىهاى حيوانى را مىشناختند و اينكه امراض از راه سرايت ميان انسان و حيوان انتقال مىيابد . از پزشكان دورهء جاهلى مىتوان به زُهَيرِبن جَناب ، ابنحِذْيم ، زينب طبيبهء بنىاوْد ، رُفَيده از بنىاسلم و امعَطيه از اهالى مدينه اشاره كرد . « 1 »
طبيبان بزرگ عرب از دانشآموختگان مركز پزشكى جندى شاپور بودند . يكى از اينان ، حارثبن كلدهءبن عمروبن علاج ثقفى ( 11 تا 13 ق ) است . وى كه از بزرگترين پزشكان عرب بود ، در طائف زاده شد و مدتى براى تحصيل در منطقه فارس اقامت گزيد و علم طب را در آنجا فراگرفت و سپس به جندى شاپور سفر كرد تا بيشتر بياموزد . او پس از پايان تحصيلات خود در مدرسهء پزشكى اين شهر به فارس بازگشت و در آن ناحيه چندى به طبابت مشغول شد و با اندوختن ثروتى به وطن بازگشت و به معالجهء بيماران پرداخت . « 2 »
گفتهاند كه پيامبراسلام ( ص ) به بيماران توصيه مىكرد كه براى درمان خود نزد حارث بروند . از سعدبن ابىوقاص روايت شده كه وقتى بيمار شدم ، پيامبر ( ص ) به عيادتم آمد و فرمود : برويد حارثبن كلده را بر بالين سعد بياوريد . « 3 »
يكى ديگر از اين پزشكان ، نضربن حارثبن كلده است : نضر كه فرزند خوانده حارث بود ، همچون پدر ناتنى خود ، حرفهء پزشكى را دنبال كرد و براى علماندوزى به سفر پرداخت . بنابراين بعيد نيست او نيز پزشكى را در جندى شاپور فراگرفته باشد . « 4 »
نضر با آنكه پسرخالهء پيامبر ( ص ) بود ، « 5 » نسبت به اسلام كينه شديدى داشت . وى در سال دوم هجرى در جنگ بدر شركت كرد و پس از اسارت به علت اقدامات ضداسلامى كشته شد . « 6 »
هامش
( 1 ) . علىاصغر حلبى ، تاريخ تمدن در اسلام ، ص 217 ؛ بنگريد به : عمر فروخ ، تاريخالعلوم عندالعرب ، ص 272 و 273 .
( 2 ) . حسان بن جلجل ، طبقاتالاطباء والحكماء ، ج 1 ، ص 124 ؛ بنگريد به : ذبيحالله صفا ، تاريخ علوم عقلى در تمدن اسلامى ، ج 1 ، ص 30 و 31 .
( 3 ) . حسن تاجبخش ، تاريخ بيمارستانهاى ايران ، ص 19 .
( 4 ) . سيريل الگود ، تاريخ پزشكى ايران و سرزمينهاى خلافت شرقى ، ص 89 ؛ بنگريد به : احمد بن خلكان ، وفياتالأعيان و ابناءالزمان ، ج 4 ، ص 253 .
( 5 ) . دكتر سيريل الگود ، وى را عموزاده پيامبر ( ص ) دانسته است .
( 6 ) . حسن تاجبخش ، تاريخ بيمارستانهاى ايران ، ص 19 ؛ بنگريد به : جرجى زيدان ، تاريخ تمدن اسلام ، ص 413 .