منظور دستور داد در هر محلهاى قطعه گوشتى آويزان كنند و هرجا گوشت ديرتر فاسد شد ، بيمارستان را در همان جا بنا نمايند . « 1 »
در بيمارستانهاى اسلامى نيز مانند بيمارستانهاى كنونى ، قسمتى مخصوص بيماران بود و قسمتى ديگر به دانشجويان پزشكى اختصاص داشت . اين امر سبب شد تا محصلان در كنار بستر بيماران به تجربه عملى نيز بپردازند . اما دانشگاههاى قرون وسطى در اروپا جز اندكى ، از اين شيوه استفاده نكردند . « 2 »
در آن روزگار ، تحصيل پزشكى در سنين آغازين جوانى انجام مىگرفت . براى مثال ، هنگامى كه حنينبن اسحاق براى ادامهء تحصيل به بغداد آمد ، هفده سال بيش نداشت . ابنسينا نيز تحصيلات پزشكى خود را در يازدهسالگى آغاز كرد .
دانشجويان پزشكى افزون بر مطالب پزشكى ، دروس ديگر را نيز فرامىگرفتند . يكى ازاي - ن درسها هندسه بود كه پ - زشك آن را ب - راى تشخيص شكل زخمها مىآموخت ؛ چراك - هزخمهاى گِرد بهدشوارى درمان مىشوند و زخمهاى چندضلعى بهآسانى . از ديگردروس فراگرفتنى ، موسيقى بود تا طبيب بتواند ضربان نبض را بهدقت و ظرافت تشخيص دهد . « 3 »
دانشجويان جوان ، تحصيلات پزشكى را با كارآموزى و شاگردى ، زير نظر طبيبان بزرگتر شروع مىكردند . برخى نيز كه با طبيبى خويشاوندى نزديك داشتند ، تحت نظر او بهتحصيل مىپرداختند . ديگر دانشجويان نيز درس را با هر استادى كه آنان را مىپذيرفت ، آغاز نمودند و برخى نيز در جريان تحصيل ، استاد ديگرى برمىگزيدند . براى نمونه ، ابنسينا افزون بر مربيانى كه در رشتههاى غيرپزشكى داشت ، به نوبت زير نظر ابوسهل ، ابومنصور القمرى و فردى به نام كوشيار ، به تحصيل پرداخت . از اين امر كه بگذريم ، روش فراگرفتن فن طبابت با روشهاى امروزى اختلاف چندانى نداشته است . « 4 »
هامش
( 1 ) . گوستاو لوبون ، تاريخ تمدن اسلام و عرب ، ص 612 .
( 2 ) . همان ، 614 .
( 3 ) . سيريل الگود ، تاريخ پزشكى ايران و سرزمينهاى خلافت شرقى ، ص 268 .
( 4 ) . همان ، ص 269 .