در قرن دوازدهم ميلادى / ششم هجرى ابنجبير در بازديدى از بيمارستانهاى دمشق ، آنها را چنين توصيف مىكند :
هر مارستان را مديرانى است كه دفاتر ثبتنام بيماران را در اختيار دارند و هزينههاى لازم براى درمان آنان و غذا و ساير اطلاعات گوناگون را در آنها مىنويسند . پزشكان هر بامداد به مارستان مىآيند و بيماران را معاينه مىكنند و دستور آماده كردن داروها و غذاهايى را كه براى درمان هر يك از بيماران لازم است ، مىدهند . « 1 »
مقايسهء بيمارستانهاى اسلامى با بيمارستانهاى اروپايى قرون وسطى
پس از جنگهاى صليبى ، در اروپا نيز به پيروى از مسلمانان ، بيمارستانهايى داير شد ، اما بهصورت خانههايى كه بيماران در آن سكونت مىكردند . در آنجا دردهاى بيماران در حدود افكار و عقايد كليسايى التيام داده مىشد . به نوشتهء خانم دكتر زيگريد هونكه « 2 » - نويسنده و مورخ آلمانى - هتل ديو « 3 » كه در سال 1536 ميلادى در پاريس تأسيس شده بود ، شايد بهترين بيمارستان اروپا بهشمار مىرفت ، اما وضعيتى بسيار زننده و رقتآور داشت ؛ بدينگونه كه بيماران بر روى زمينِ آجرفرش و پوشيده از كاه و علف خشك ، پهلوبهپهلو خوابيده بودند و بچهها نيز در كنار پيرها و حتى زن و مرد در كنار يكديگر قرار داشتند . اين بيمارستان بدترين غذا را به بيماران مىداد ؛ آن هم نه به اندازهء كافى و نه به هنگام . تمام ساختمان ، پر از مگس و ساير حشرات بود و داخل سالن بيماران نيز هوا به قدرى متعفن بود كه خدمه و پرستاران ، اسفنجى آغشته به سركه را جلوى بينى و دهان خود مىگرفتند و به سالن وارد مىشدند . اجساد مردگان اغلب 24 ساعت يا بيشتر در محل خود و در كنار ساير بيماران باقى مىماند و اين در حالى بود كه بوى تعفن فضا را فرامىگرفت و مگسهاى سبزرنگِ لاشهخوار بر روى اجساد جمع مىشدند . « 4 »
هامش
( 1 ) . بنگريد به : نيكلا زياده ، دمشق در عصر مماليك ، ص 127 .
( 2 ). Zigrid Hunke .( 3 ). Hotel Dieu .( 4 ) . زيگري - د ه - ونكه ، فرهنگ اسلام در اروپا ، ص 220 و 221 ؛ بنگريد به : ادوارد براون ، تاريخ طب اسلامى ، ص 107 - 105 .