خانم هونكه از قول يكى از بيماران ، اينگونه به توصيف بيمارستانهاى دوران طلايى تمدن اسلامى مىپردازد : هر بيمار هنگام ترخيص از بيمارستان ، يك دست لباس نو و پنج سكهء طلا دريافت مىكند تا بلافاصله پس از بيمارى مجبور نباشد سرِ كار برود . بيماران در پلىكلينيك ، ابتدا بهدست طبيبان معاون و دانشجويان طب مورد آزمايش اوليه قرار مىگيرند . هر بيمار كه بسترى شدنش در بيمارستان ضرورت نداشته باشد ، همانجا براى او نسخهاى مىنويسند كه مىتواند براى دريافت دارو به داروخانهء بيمارستان مراجعه كند . بيمارانى كه بهبود مىيابند ، در اتاقى جمع مىشوند و خود را با كتاب و موسيقى سرگرم مىكنند . در اينجا به هر جا كه بنگرى ، روشن و نظيف است ؛ رختخوابها نرم و ملحفهها از پارچهء سفيد دمشقى ، و بالاپوشها نيز كركى و مخمليناند . در هر اتاق ، آب لولهكشى وجود دارد كه به منبع متصل است . همهء اتاقها نيز داراى بخارى است تا هرگاه شبها سرد شود ، آن را روشن كنند . رفاه و تسهيلات بيمارستان به قدرى است كه اغلب بيماران نمىخواهند آنجا را ترك كنند و حتى خود را بيمار نشان مىدهند . « 1 »
آنچه گفته شد ، اوضاع يكى از بيمارستانهايى است كه بيش از هزار سال قبل در همهء شهرهاى بزرگ كشورهاى اسلامى وجود داشت كه بىشك بهترين بيمارستانهاى قرن حاضر را نمىتوان با آن مقايسه نمود .
هامش
( 1 ) . زيگريد هونكه ، فرهنگ اسلام در اروپا ، ص 220 و 221 .