تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فرهنگ و تمدن اسلام ( ويژه علوم پزشكى ) ( فارسي ) — صفحة 177

مساهمون:

ص١٧٧
كرده است . ابوعلىسينا نيز خواص درمانى اين گياه را برشمرده است . در بيشتر فارماكوپه‌ها از ريشهء شيرين بيان به‌عنوان دارو ياد شده و از مواد مؤثر اين گياه در صنايع داروسازى ، نوشابه‌سازى ، شيرينىسازى و دخانيات استفاده مىشود . از اين گياه براى درمان بيمارىهاى ريه مانند برونشيت نيز بهره مىبرند . « 1 »

گاو زبان « 2 »

نمايش تصوير اين گياه نوعى « مرو » « 3 » است كه آن را به يونانى بكلورم و يراجم ، به هندى سنكاهولى ، به رومى بوغلوسن و به سريانى لشان ثورا و رقبه مىگويند و ابن‌سينا نيز آن را كازوان مىخواند . « 4 » لسان‌الثور ( گاو زبان ) گياهى است برگ‌پهن و زبر كه چوبك‌هايش به پاى ملخ شباهت دارد و رنگش بين سبزى و زردى است . گاو زبان خراسانى براى درمان كاربرد بيشترى دارد . اين گياه برگش ستبر و بر روى آن نقطه‌هايى هست كه از آنها كرك و پُرزهايى خار مانند جدا شده است . اما آنچه در ايران ما گاو زبان مىپندارند و طبيبان از آن بهره مىبرند ، اغلب تيره‌اى از گياهء « مرو » است كه همچون گاو زبان پرفايده نيست . « 5 » ابوريحان مىگويد : لسان‌الثور را به پارسى « زبان گاو » گويند . اين گياه داراى برگ‌هاى پهن و درشت شبيه به برگ « مرو » است و در اطراف برگ‌ها نيز دانه‌هايى وجود دارد . برخى گويند برگ‌هاى درشت و سياه رنگ گياه ، به زبان گاو مىماند . « 6 » گل گاو زبان ايرانى ، گياهى است پايا علفى ، پوشيده از تارهاى نرم با ساقهء راست يا خميده
هامش
( 1 ) . رضا اميدبيگى ، رهيافت‌هاى توليد و فرآورى گياهان دارويى ، ج 3 ، ص 267 و 268 . ( 2 ). Borago Officinalis L .( 3 ) . گياه امرود ، گلابى . ( 4 ) . احمد قهرمان ، تطبيق نام‌هاى كهن گياهان دارويى با نام‌هاى علمى ، ج 1 ، ص 268 . ( 5 ) . ابوعلى سينا ، قانون در طب ، ج 2 ، ص 202 ؛ بنگريد به : محمد مؤمن حسينى ، تحفهء حكيم مؤمن ، ص 762 و 763 . ( 6 ) . ابوريحان بيرونى ، صيدنه ، ج 2 ، ص 627 ؛ بنگريد به : احمد حاجى شريفى ، اسرار گياهان دارويى ، ص 906 .