چيدن ريشهء گياهان : ريشهء گياه را زمانى بايد چيد كه گياه در شرف برگريزى است .
چيدن شاخه و ساقه : زمان چيدن شاخه و ساقهء گياه دارويى وقتى است كه گياه به طوركامل رشد يافته هنوز پژمرده نشده باشد .
چيدن شكوفهها : شكوفه را بايد پس از باز شدن كامل و پيش از پژمردن و افتادن برچيد .
چيدن گياه كامل : گياه بايد شاداب ، تخم آن رسيده ، ساقهاش كمتر ترنجيده و شاخه آن نيزكمتر پژمرده باشد . همچنين بايد تخم گياه پرمغزتر و چاقتر و ميوهاش پُرمايهتر وسنگينتر باشد .
گياه دارويى را بايد در هواى صاف و آفتابى چيد ، نه در هواى مرطوب و بارانى يا پس از باران . گياهان بيابانى ( وحشى ) هرچند اغلب از گياهان كاشتهشده ( زراعتى ) كمحجمترند ، ولى از آنها بهترند . ناگفته نماند گياهان كوهستانى نيز باارزشتر از گياهان جلگهاىاند . بهطوركلى هر گياهى كه بر بلندىها روييده و يا به مرغزار و چمنزارها نزديكتر است ، بهتر از ساير گياهان مىباشد .
همچنين مىبايد رنگ گياه ، سيرتر و مزهاش آشكارتر و بويش قوىتر باشد . گياه خشكشده نيز پس از سه سال ، كم اثر مىگردد ، مگر چند گياه ازقبيل دو نوع « خَرْبَق » « 1 » سياه و سفيد . « 2 »
چيدن انگمها ( صمغها ) و شيرهها : شيره و انگم گياهان را بايد بعد از منعقد شدن و پيش از خشك شدن برچيد . بيشتر انگمها و بهخصوص « افربيون » « 3 » بيش از سه سال تأثير
هامش
( 1 ) . گياهى است كه برگش شبيه به برگ بارتنگ بوده و آن دو قسم است : خربق ابيض و خربق اسود . سفيدِ آن را به گيلانى پلخم و پلاخم گويند كه گياه آن به لسانالحمل شبيه است و بيخ آن به بيخ « كَبَر » مىماند . پوست آن را چون بخايند ، لعاب داشته باشد . سياه آن نيز رستنى است كه برگ آن به برگ خيار و تخم آن به خَسَك دانه ماند و پوست بيخ آن را به كار برند . اگر نزديك درخت انگور برويد و انگور را شراب سازند ، مسهل باشد و اگر آن را بكوبند و به گرگ دهند تا بخورد ، بعد از ساعتى بميرد ، از اين رو بدان خانقالذئب يا قاتلالذئب گويند . ( محمد پادشاه ( شاد ) ، فرهنگ آنندراج ، ج 2 ، ص 1626 . )
( 2 ) . ابوعلى سينا ، قانون در طب ، كتاب دوم ، ص 40 و 41 ؛ بنگريد به : محمد مؤمن حسينى ، تحفهء حكيم مؤمن ، ص 7 .
( 3 ) . دارويى است كه چون برگزندگى جانوران و سگ هار ، بمالند ، نافع باشد . ( محمدحسينبن خلف تبريزى ، برهان قاطع ، ص 424 . )