تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فرهنگ و تمدن اسلام ( ويژه علوم پزشكى ) ( فارسي ) — صفحة 143

مساهمون:

ص١٤٣
مركب مانند مرهم‌ها و ضمادها يافت مىشد و صورت آنها نيز هميشه وجود داشت . « 1 » افزون بر اين ، داروخانه‌ها يك هنركده نيز به‌شمار مىرفت ؛ چرا كه داروها را در ظروف چينى ، سفالين و يا شيشه‌هاى بسيار زيبا نگاه مىداشتند و آنها را به طرزى بسيار جالب در قفسه‌ها مىچيدند . از آنجاكه علم داروسازى از ايران آمده بود ، نه‌تنها بيشتر اسامى داروها ايرانى و گاه يونانى و هندى بود ، بلكه افرادى كه در شرابخانه نيز كار مىكردند ، داراى اسامى ايرانى بودند . براى مثال ، مأمور تهيهء داروها را « مهترى » و فروشندهء داروها را « شرابدار » مىخواندند . « 2 » در بيمارستان‌ها انواع شربت‌ها ، حب‌ها ، معجون‌ها و ترياق‌ها مورد استفاده بود و بدين جهت تعليم ادويه مركبه و همچنين شناخت مفردات طبى ، اهميت ويژه‌اى داشت . كتب ادويهء مركبه را « اقراباذين » « 3 » مىخواندند كه مجموعه‌اى از دستورهاى تهيه داروها بود . كسانى چون سابوربن سهل ، رازى ، ابن‌تلميذ و ماسويه المارندى ، هر يك اقراباذين داشتند . در اين ميان ، اقراباذين سابوربن سهل را طبيبى يهودى به لاتين ترجمه كرد كه قرن‌ها مرجع پزشكان اروپايى گرديد . دكتر زرين‌كوب مىگويد : در ادويهء مركبه نيز مانند طب ، مسلمانان توانستند بر معلومات دانشمندان گذشته بيفزايند . از سويى تنوع اقليم و وسعت قلمرو اسلام كه از مرز چين تا آندلس ادامه داشت ، مسلمانان را بيش از يونانىها با انواع ادويهء مفرده آشنا كرد . بىگمان عنصر آغازين فارماكولوژى اسلامى ، يونانى است ، اما نمىتوان عنصر ايرانى را نيز در آن ناديده انگاشت . « 4 » صَيدَله يا داروشناسى ، « فارماكولوژى » علم ادويه يا شناخت داروهاست . مسائل مورد بحث در اين علم عبارت است از شناختِ اشكال نباتات از نظر مكانى و زمانى ( تابستانى و پاييزى ) ، بازشناسى انواع نباتات خوب از بد و همچنين شناخت خواص آنها به‌صورت مركب . صيدله با علم اعشاب يا نبات ( گياه‌شناسى ) ، علم معادن ( كان‌شناسى ) ، جانورشناسى و كيميا ارتباط دارد ؛
هامش
( 1 ) . صورتى از داروها و غذاهاى بيمارستان عضدى در موزهء بريتانيا ( با شماره 8293 .Or )نگهدارى مىشود . ( 2 ) . الگود سيريل ، تاريخ پزشكى ايران ، ص 253 . ( 3 ) . برگرفته از واژه يونانى «Craphidion» به معناى رساله مختصر . ( 4 ) . عبدالحسين زرين‌كوب ، كارنامه اسلام ، ص 60 و 61 .