4230 نام مترادف و مشابه گياهى - از زبانهاى مختلف يونانى ، عربى و سريانى و برخى از گويشهاى مختلف - آمده است .
تنكابنى براى كسب دانش بيشتر درباره گياهان مورد نظر ، آنها را مىكاشت . او در شرح ريختشناسى گياهان دقت خاصى داشت . براى مثال ، وى در شرح « جوز ماتل » ( گياه تاتوره ) « 1 » چنين مىنويسد : اين گياه ، هم وحشى است و هم كاشته مىشود . ارتفاع يا قد آن به اندازهء بوته بادمجان ، ولى برگهاى آن كمى كوچكتر از بادمجان است . گلهايش سفيد و شبيه گل نيلوفر ، ولى كمى بزرگتر از آن است . ميوهء جوز ماتل به بزرگى گردو و مانند ميوههاى كوچك خاردار است . دانههاى درون ميوه نيز مشابهء دانهء سماق ، با طعمى خوشمزه است . » او همراه با شرح ريختشناختى گياه ، به خواص دارويى آن نيز مىپردازد . « 2 » »
داروسازى وشناخت داروها
مهمترين بخش هر بيمارستان ، بخش داروسازى و داروفروشى آن بود . علم داروسازى را اعراب به طور كامل از ايرانيان آموختند . از آن روى كه استادانى از تمام نقاط جهان در دانشكدهء جندى شاپور گردآمده بودند ، اين علم در آنجا در سطح بالايى تدريس مىشد . اعراب براى درمان ، از داروهاى بسيط نظير گياهان و مواد حيوانى يا معدنى استفاده مىكردند ؛ درحالى كه داروسازان تحصيلكردهء ايرانى داروهاى مركب مىساختند . بيشتر داروها مايع بود و اين امر موجب شد بخش داروسازى بيمارستانها « شرابخانه » ناميده شود كه واژهاى فارسى به معناى جاى نگهدارى مايعات است . « 3 » در شرابخانهء بيمارستانهاى بزرگ ، انواع داروهاى
هامش
( 1 ). Datura Stramonium .( 2 ) . احمد قهرمان ، تطبيق نامهاى كهن گياهان دارويى با نامهاى علمى ، ج 1 ، ص 7 و 8 .
( 3 ) . همانطور كه ملاحظه مىشود واژه شراب يا عرض نوعى داروى مايع است كه از گياهان به شيوهء خاصى گرفته مىشود و در گذشته پزشكى هرگاه اين الفاظ به كار گرفته مىشد همين معانى به ذهن متبادر مىشد خصوصاً وقتى از سوى يك پزشك مورد استفاده قرار مىگرفت . ولى متأسفانه برخى از شرح حالنويسان معاصر گمان كردهاند مقصود از اين واژه نوشيدنى الكلى سكرآور است از اينرو به امثال ابوعلىسينا نسبت دادهاند كه وى مشروبات الكلى مصرف مىكرد ؟ ! ( براى اطلاع بيشتر بنگريد به : سيد ابراهيم سيدعلوى ، « نظارتى درباره دايرهءالمعارف و معجم » ، مجموعه مقالات كنگره كتاب و كتابخانه در تمدن اسلامى ، دفتر چهارم ، ص 1832 به بعد . )