زيرا ادويه ، يا نباتى يا حيوانى و يا معدنىاند و در معالجهء با آنها دانستن چگونگى تركيبشان با يكديگر ضرورت دارد . اما ، تفاوت صيدله با علمالنبات يا گياهشناسى در اين است كه صيدله از تشخيص وضعيت نباتات بحث مىكند و گياهشناسى از خواص آنها . « 1 »
صَيدَله كه گاه به آن عِطاره نيز گفتهاند ، از قديم شغلى آزاد و قابلاحترام بود ، ولى همهء داروشناسان از اخلاق نيك بهرهاى نداشتند و حتى برخى از آنان در ساختن و فروختن دارو غش و قلب نيز مىكردند . « 2 »
علمالطب با ذكر خواص گياهانى چون فلوس ، سنا ، ريوند چينى ، تمر هندى ، قرمز دانهء معدنى ، كافور و الكل - وامدار خدمات مسلمانان است . روشهاى آنان در معالجه ، امروزه پس از سالها ركود ، ديگر بار به نام اكتشافات جديد مورد استفاده قرار مىگيرد . براى نمونه ، مسلمانان برخى از گياهان و درختان را در دواهاى مخصوص خيس مىكردند تا خاصيت آن دوا را به خود جذب كند ؛ چنان كه ابنزُهَر بيماران خود را كه دچار يبوست مىشدند ، با انگورى معالجه مىكرد كه آب يك نوع مسهل در آن خورانده شده بود . « 3 »
چگونگى چيدن داروها
داروهاى گياهى بر چند نوعاند : برگ ، تخم ، ريشه و ساقه و شاخه ، گُل و شكوفه ، شيره ، ميوه و گاهى نيز تمام گياه . هر يك از اينها را بهگونهاى خاص مىچينند و نگاه مىدارند كه بدانمىپردازيم .
چيدن و نگهدارى برگها : گياه بايد به حجم نهايى خود رسيده باشد تا برگ نيز به مرحله نهايى رشد خود برسد . از اينرو بايد تا قبل از آنكه برگ تغيير رنگ دهد يا بشكند و يا پژمرده شده و بر زمين بيفتد ، آن را چيد .
چيدن تخم دارويى گياهان : تخم گياه را بايد هنگامى چيد كه به طور كامل سفت شده و اثرى از رطوبت و نارسيدگى در آن نمانده باشد .
هامش
( 1 ) . بنگريد به : علىاصغر حلبى ، تاريخ تمدن در اسلام ، ص 235 - 233 .
( 2 ) . همان ، ص 236 .
( 3 ) . گوستاو لوبون ، تاريخ تمدن اسلام و عرب ، ص 615 .