طبرستانى باشد و آن را گلابپاشى كنند . آكنه « 1 » تشك نبايد از جنس كتان حلاجىشده و گرمازا باشد . همچنين بايد تشكى را كه از پوست دباغىشده است ، پُر از آب كنند و چنان باشد كه آب در سراسر تشك به تساوى بگسترد و در يك جا جمع نشود . بهتر است جاى بيمار ، نزديك به آب روان و جويبار باشد . همچنين بايد زيرانداز و تشك بيمار از برگ درختان سرد و تر مانند برگ بيد و سبزىهاى تازه باشد و نيز گياهان خوشبوى سرد مزاج همچون گُل محمدى و هميشه بهار و جوانههاى نازك و شاداب تاك . « 2 »
نبايد اجازه داد كه بيمار يكباره سير شكم غذا بخورد ، بلكه بايد برنامهء غذايى به دفعات از هم جدا باشد . غذاهاى مناسب و سازگار با حالت بدنى بيمار به ترتيب اولويت بدين قرار است :
1 . آب جو يا آش از جو پوستكنده ؛
2 . نان جو خيس شده در آب سرد ؛
3 . نان پخته از آرد گندم شسته كه در آب سرد خيس شده باشد ؛
4 . شير ، در صورتى كه منعى براى خوردن آن نباشد ؛
5 . دوغِ تهيه شده از ماست گاوى ؛
6 . ماش را در آش كنند و بخورند ؛
7 . آش كدو حلوايى ؛
8 . هندوانه كه براى اين نوع بيمارى سودمند است ؛
9 . آبگوشت مخلوط با آب ميوههاى ترشمزهء سرد مزاج ؛
10 . زردهء تخممرغ نيمبند ؛
11 . آب سرد ( اما نه بسيار سرد ) ، در صورتى كه منعى براى نوشيدن آن نباشد . منظور مانع ، يا ورمى است كه در پايينىهاى سر دندههاى رو به شكم باشد و يا كيموسِ « 3 » غذايى كال و
هامش
( 1 ) . آنچه با آن درون چيزى را پُر كنند ، مانند پشم و پنبه در لحاف و تشك .
( 2 ) . ابوعلى سينا ، قانون در طب ، كتاب چهارم ، ص 178 .
( 3 ) . كيموس ، مواد غذايى موجود در معده است كه با ترشحات معدى آغشته شده ، و كم و بيش حالت مايعى غليظ دارد . همچنين استحاله طعام است در معده ، بعد از هضم به جوهرى ديگر . ( محمد معين ، فرهنگ فارسى ، ج 3 ، ص 3157 . )