اين نوع تب ، نوبتى نيست ؛ بدينمعنا كه حرارتِ تب نه بيمار را رها مىكند و نه بالا و پايين مىرود . تب دق ممكن است پس از تب روزانه باشد و يا بعد از تبهاى عفونى ظاهر گردد و گاه نيز امكان دارد بر اثر تبهاى ناشى از ورم درونى روى دهد . بسيار اتفاق مىافتد كه تب عفونى ناشى از ورم ، به تب دق تبديل شود و اين در حالاتى رخ مىدهد كه حرارت تب بسيار شدت يابد . در اين هنگام غذاى بيمارِ تبدار بايد بيش از اندازه كممايه گردد و نگذارند بيمار ، آب سرد بخورد .
حالت تب دق در مراحل اوليه بهسختى تشخيص داده مىشود ، ولى معالجه آن آسان است . اما از اين سو وقتى تب به مراحل پايانى رسد ، تشخيص آن سهل است و علاجش دشوار . اگر تب دُق از نوع پژمردگى باشد ، در مرحلهء پايانى علاجناپذير است . « 1 »
بهطوركلى تب دق به دو طريق علاج مىيابد : سردى بخشيدن و رطوبت دادن به بدنبيمار . اگر ورم سبب تب دق شده باشد ، يا اندامى از بدن بيمار آسيب ديده و آن موجبتبدق شده است ، بايد پيش از معالجهء تب به علاج ورم يا اندام آزارديده پرداخت . بيمارمبتلابه تب دق را بايد تا حد امكان در هواى سرد ( حتى سرماى زمستان ) لحاف و رواندازشرا سبكتر كرد ، چرا كه هواى سرد در علاج تب دُق بسيار اثربخش است . لباس و پوشاك بيمار نيز بايد با صندل و كافور و مانند آن خوشبو شود . بيمار بايد گل محمدى ، كافور ، صندل ، ميوههاى خوشبوى سرد مزاج و ريحان را ببويد و گلاب بر خود بپاشد . همچنين بايد دلشاد و در آرامش و استراحت كامل باشد ؛ بر خشم نيايد و غم نخورد و زيادگرسنه و تشنه نگردد . « 2 »
برخى از داروهاى سردى و ترىبخش براى علاج تب دق از اين قرار است :
1 . خرچنگ را در آب جو بپزند و بخورند ( پاها و نوكهايش را بركنند ) ؛
2 . خوردن شير مادر كه از هر نوع شيرى بهتر است و سپس شير الاغ و در درجهء سوم نيز شير بز . الاغ يا بزى كه شير آنها مورد استفاده قرار مىگيرد ، بايد از گياهان سردىبخش و
هامش
( 1 ) . همان ، ص 172 - 170 ؛ بنگريد به : اسماعيلبن حسن جرجانى ، يادگار ، در دانش پزشكى و داروشناسى ، ص 171 و 172 .
( 2 ) . ابوعلى سينا ، قانون در طب ، كتاب چهارم ، ص 175 و 176 .