تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فرهنگ و تمدن اسلام ( ويژه علوم پزشكى ) ( فارسي ) — صفحة 113

مساهمون:

ص١١٣
به‌طور كلى اگر يك بار رنگ بيمار در حالت بيمارى تغيير يافت ، يا در لمس بدن به ناگاه دگرگونى احساس شد ، نبايد حكم داد كه حالت بيمار نگران‌كننده است ، بلكه چه بسا بشارتى بسيار خوب باشد . پس اگر اينها ديده شدند ، آنگاه بايد بعد از بروزشان حالت بدن بيمار را در نظر داشت . اگر در چهره ، دست و پاها و اطراف جانبى بدن بيمار ، نشانىهاى پژمردگى مشاهده گرديد ، مىبايد حالت بيمار به‌دقت بررسى شود . اگر علايم پژمردگى بر اثر بىخوابى و خستگى زياد ، ورزش و حركات بدنى و يا بر اثر اسهال است ، حال بيمار نگران كننده نيست و در مدت دو يا سه روز اين نشانىها بر طرف مىشوند و بيمار بهبود مىيابد . اما اگر نشانىهاى پژمردگى به دليل سوزش ناشى از بيمارى باشد ، جاى نگرانى است و پيامد خوبى ندارد . « 1 »

نشانىهاى نبض

1 . اگر كسى به بيمارى سخت ، مبتلاست و در معاينه ، نبض او پُتكى ، مورچگى ، اره‌اى شديد و يا موجى است ، نشانىهاى خوبى نيستند . 2 . اگر بيمارِ مبتلا به بيمارى سخت ، دچار ضعف و ناتوانى شده و نبض وى آهويى مىزند ، چندان مطلوب نيست . 3 . اگر نبض متفاوت باشد ( ميان زدن‌هاى نبض فاصله زياد ايجاد شود ) و حركت آن قوى نباشد و سپس نبض نيرومندتر آيد و اين عمل تداوم نداشته باشد و گاهى رخ دهد ، بسيار بد است . 4 . اگر در حالت بيمارى سخت ، نبض دست چپ بيمار پىدرپى بزند و نبض دست راست متفاوت بوده و بيمار ناتوان شده باشد ، نشانهء خوبى نيست . ناگفته نماند بسيارى از مردم‌اند كه بيمار نيستند ، ولى نبض طبيعىشان مختلف و بد است . « 2 »

نشانى رگ‌ها

1 . بقراط مىگويد : اگر بيمارِ مبتلا به بيمارى سخت ، رگ‌هاى وريدى باريك در پيشانى دارد و پلك‌هاى چشم و اطراف استخوان چنبرش برجسته‌اند ، علامت بدحالى بيمار است .
هامش
( 1 ) . همان ، ص 250 . ( 2 ) . همان ، ص 275 و 276 ؛ بنگريد به : ابوالفرج علىبن الحسين‌بن هندو ، مفتاح‌الطب و منهاج‌الطلاب ، ص 135 .