اگر بهموقع تشخيص داده شوند ، علاجشان سهل است . چنانچه تب دُق نيز پيش آيد و هنوز در مرحلهاى ابتدايى باشد ، مىتوان آن را معالجه نمود . همچنين اگر تب روزانه قطع شود ، نبضِ بيمار به هر نحو كه باشد ، به حالت طبيعى خود بازمىگردد كه اين براى تشخيص نوع تب روزانه ، نشانه بسيار خوبى است . در حال تب ، اگر ادرار و نبض طبيعى باشند ، دليل بر آن است كه تب ، روزانه است و اگر ادرار و نبض طبيعى نبودند ، باز هم ممكن است روزانه باشد ، زيرا در تب روزانه بعيد نيست كه ادرار تغيير رنگ دهد و نبض ، متفاوت و ضعيف باشد . يكى ديگر از نشانههاى تب روزانه آن است كه در مرحلهء آغازين سبك و نرم است . مرحله دوم كه افزايش تب و مرحلهء سوم كه اوج و توقف آن است ، عوارضى شديد و رنجآور ندارد ؛ درحالىكه تب عفونى كاملًا عكس آن است . تب روزانه به هيچرو عوارض بسيار سخت ندارد و گرماى تن زياد نيست و احساس درد ، اندك بوده و در شدت حرارت نيز - كه مرحلهء نهايى است - درد كاهش مىيابد . هرگاه در حالت پايين آمدن حرارت تب ، عرق بدن زياد و بيش از عرق طبيعى باشد ، مىتوان گفت كه آن تب ، روزانه نيست . « 1 »
ابنسينا در ادامهء توصيهها دربارهء تب ، مىافزايد : در آغاز شروع تب نبايد بيمار را از نوشيدن آب منع كرد ؛ زيرا آب بهترين سردكننده بدون زيان است . اما اگر تشخيص داده شد كه بيمار احساس ناتوانى در درون دارد و يا هنوز حرارت در همهء اندامش پخش نشده و يا تببر اثر بندآمدنهايى در بدن پديد آمده ، بهتر آن است كه زياد آب نخورد .
پاكسازى بدن ، تنها در اين شرايط براى بيمار مبتلا به تب روزانه ضرورى و سودمند است ؛
1 . از پُرشدگى اندامهاى درونى ، راهبندانهايى در بدن بيمار بهوجود آمده و موجب تب شده است ؛
2 . غذاى زياد در معده بيمار انباشته شده و تب روزانه را سبب گشته است ؛
3 . بيمارى كه پوست سفت و محكمى دارد و بدنش از خون و موادِ آلنده ( آلوده ) است . « 2 »
اگر حرارت تب ، اندامهاى اصلى و بهويژه قلب را فراگرفت ، اين حالت را تب دُق گويند .
هامش
( 1 ) . بنگريد به : همان ، ص 18 - 15 .
( 2 ) . همان ، ص 20 و 21 .