2 . اگر رگهاى رويهء بدن به رنگ خاكى و بنفش درآمدند و رگهايى كه در قبل آشكار و پيدا نبودند ، در اثناى بيمارى سخت پديدار شدند ، نشانى از بدحالى بيمار است . « 1 »
بيمارىهاى استخوان
1 . مزاج استخوان فاسد گردد ؛
2 . ازهمجدايى در استخوان رخ دهد ، بهگونهاى كه تَرَك بردارد ؛
3 . استخوان از جا تكان بخورد و بركنده شود ؛
4 . استخوان دچار عفونت گردد ؛
5 . زخم در استخوان پديد آيد ؛
6 . پوستكندگى در استخوان ايجاد شود ؛
7 . استخوان بشكند .
خاربادى و فاسد شدن استخوان
اصطلاح خاربادى يا بادخارى ، نوعى بيمارى شبيه به درد مفاصل است ، اما با اين تفاوت كه درد مفاصل در گوشت احساس مىشود و درد ناشى از خاربادى در استخوان . سبب اين بيمارى آن است كه مادهء خلط تندمزاج به داخل استخوان نفوذ مىكند و آن را مىخورد و بهتدريج فاسد مىگرداند .
نشانىهاى فاسد شدن استخوان
اگر گوشت بر استخوانى سست و آويخته شد و بدبو گرديد و چرك آبكى بيرون داد ، اينها نشاندهنده فاسد شدن استخوان زير گوشت است . بارها اتفاق مىافتد كه گوشت بالاى استخوان ورم مىكند و پس از ورم كردن مىميرد و سپس استخوان فاسد مىگردد . هرگاه چنين امرى پديد آيد ، علاج آن تنها حك كردن ، از كار انداختن و يا بريدن و ارهكردن استخوان است ؛ بدينگونه كه قسمت فاسد را بايد تراشيد ، يا آن را داغ كرد تا بخش بالايى
هامش
( 1 ) . ابوعلى سينا ، قانون در طب ، كتاب چهارم ، ص 260 .