رژيم غذايى خاصى تجويز مىكند و در بسيارى از موارد نيز وعدهء بهبودى كامل مىدهد . « 1 »
او در كتاب چهارم در بحثى تحت عنوان « بحران بيمارى » ، براى توجيه اين نظر خود كه بيشتر بيمارىها نقطهء بحرانى دارند ، بدن انسان را به شهرى مانند مىكند كه امور آن توسط كارگزارانى ويژهء آن امر پيشمىرود . مثلًا براى دفاع از اين شهر در برابر دشمنان ، سربازانى وجود دارد كه همواره با نظمى خاص حراست از اين شهر و شهروندان را برعهده دارند . ابنسينا عوامل موجد بيمارى را مهاجمان خارجى مىنامد كه پيوسته درپى يافتن فرصت و راهى هستند تا سربازان را از ميان ببرند و بر شهر مسلط گردند . او علايم بيمارى و بهويژه تب را نشانهء شروع درگيرى ميان دو طرف متخاصم دانسته ، لحظهء تعيين سرنوشت جنگ را نيز نقطهء بحرانى بيمارى مىخواند . گويى ابنسينا نُه قرن پيش از كشف ميكروب و شناخت اجزاى خون ، با ميكروسكوپى بسيار دقيق و پيشرفته ، انواع باسيلها و باكترىها و نيز گلبولهاى سفيد خون را به چشم ديده است . « 2 »
از منظر ابنسينا ، تبهاى روزانه به طور كلى به دو دسته تقسيم مىشوند :
1 . گرماى بيگانه به طور مستقيم از درون و بدون عوارضِ خارج از عادات طبيعى ، پيدا شده است .
2 . برخورد انسان با برخى از حالات جانبى ، خوراكها و نوشيدنىها اعم از غذا و دارو ، واكنشهاى جسمى و روانى ، به درد آمدن اندام و در نهايت ورم و دمل را مىتوان سبب بروز تب شمرد . شايد تب از وقوع بندآمدگىهايى در درون پديد آيد كه دليل آن نيز يكى از دو عامل پيشگفته است . تب روزانه آنقدر نگرانكننده نيست ، مگر اينكه حرارت تب بر روان اثرگذارد و آن را شعلهور سازد كه در اين حالت ، تب روزانه به تب دُق تبديل مىشود ، يا به نوعى تب مىانجامد كه از ردهء تبهاى خلطى بهشمار مىآيد . گاهى نيز امكان دارد همزمان با عارضهء تب ، علت ديگرى پيدا شود و تب ساده را به تب عفونى بدل كند . تبهاى روزانه
هامش
( 1 ) . ابوعلى سينا ، قانون در طب ، كتاب سوم ، فن اول ؛ بنگريد به : شهابالدين دميرچى ، اوضاع علوم پزشكى و بيمارستانها در تمدن اسلامى ، ص 142 - 134 .
( 2 ) . ابوعلى سينا ، قانون در طب ، كتاب چهارم ، ص 223 و 224 .