مطالعه كرده بودند . پزشكان اسلامى در معالجهء بسيارى از بيمارىها بر لزوم استفاده از طبيعت مريض تأكيد مىكردند . آنان در تركيب ادويه و درست كردن شربتها ، مرهمها ، مشمعها و معجونها مهارت كمنظيرى داشتند و برخى معالجات آنها در امراض جسمى و يا روحى نيز ابتكارى بود . « 1 »
موضوع جراحى و شرح امراض و انواع داروها و فن داروسازى ، مهمترين پيشرفتهاى مسلمانان در علم طب بوده است . آنان راههايى در معالجهء امراض پيشگرفتند كه امروزه نيز علم طب همان راهها را توصيه مىكند ؛ مانند استفاده از آب سرد در معالجهء تب تيفوئيد . « 2 »
در روش درمان برخى از بيمارىها ، در آغاز به ابنسينا و كتاب قانون وى مىپردازيم و سپس بحث را با نامآوران ديگرى در عرصه پزشكى پىمىگيريم .
الف ) ابوعلىسينا
كتاب قانون پس از گذشت قرنها ارزندهترين اثر در علم پزشكى است . اين اثر در سال 1284 ميلادى به لاتين ترجمه گرديد و بدينرو در پيشرفت علم پزشكى اروپا تأثير شگرفى برجاى نهاد . در بخشى از كتاب سوم قانون ذيل عنوان بيمارىهاى سر و مغز ، وى پس از تشريح مغز و معرفى مراكز حواس و ذكر مسائل بسيار ديگر در فصل مربوط به عوارض و نارسايىهاى مغزى ، بحثِ عدمتعادل روانى و ديوانگى را به ميان مىآورد و بهصراحت آن را معلول بروز اختلال در مغز و اعصاب مىخواند .
گفتنى است تا بيش از سيصد سال پس از تأليف قانون ، اروپاييان علت بروز هر نوع بيمارى روانى را حلول ارواح خبيثه در جسم بيمار مىدانستند و راهى جز تمسك به سحر و جادو نيز نمىشناختند .
ابنسينا همچنين در بحث از بيمارى صرع ، ضمن اشاره به علل بروز بيمارى و ريشهيابى آن ، مدت ابتلاى شخص به اين بيمارى و ديگر نشانىها ، براى اين دسته از بيماران دارو و
هامش
( 1 ) . عبدالحسين زرينكوب ، كارنامه اسلام ، ص 55 .
( 2 ) . گوستاو لوبون ، تاريخ تمدن اسلام و عرب ، ص 616 .