تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فرهنگ و تمدن اسلام ( ويژه علوم پزشكى ) ( فارسي ) — صفحة 104

مساهمون:

ص١٠٤

د ) كالبدشناسى يا علم تشريح

به سبب منع تشريح و قطع اعضاى بدن شخص ميت در اسلام و آيين مسيح ، برخى اتفاقات مانند پيدا شدن توده‌هاى استخوان در خارج از شهر ، فرصت بررسى و مطالعهء استخوان‌بندىها رابراى طبيب فراهم مىساخت . در طب منصورى رازى ، قانون ابن‌سينا و كتاب الملكى علىبن عباس ، مطالب ارزشمندى در اين باب آمده است . با وجود همهء مشكلاتى كه منع تشريح انسانىبراى پيشرفت طب ايجاد مىكرد ، مطالعات بالينى بيمارستان‌ها تا حدى آن را جبران‌مىنمود . « 1 » در زمانى كه يوحنا كتاب كالبدشناسى خود را مىنگاشت ، پزشكان « سالرنو » « 2 » - يكى از شهرهاى كوچك ايتاليا - مدرسه‌اى پزشكى تأسيس كردند كه امروزه به نام سالرنو شناخته مىشود . اين مدرسه در قرون يازدهم و دوازدهم ميلادى به اوج شهرت و افتخار رسيد . يكى از كسانى كه به آنجا رفت و آمد داشت ، كنستانتين آفريقايى « 3 » بود كه در سال 1087 ميلادى - يك قرن پس از علىبن عباس اهوازى - درگذشت . وى در سال 1010 ميلادى در كارتاژ تولد يافت و تحصيلات خود را در بغداد به پايان رسانيد . او براساس معلوماتى كه در شرق اندوخته بود ، اصول پزشكى را به اروپا انتقال داد . ترجمه‌هاى كنستانتين به‌ويژه برگردان كتاب علىبن عباس اهوازى ، تمام تحصيل‌كرده‌هاى مدرسهء سالرنو را تحت‌تأثير قرار داد . همچنين ديگر آثار اين پزشك ايرانى از سوى كنستانتين و شاگردان مدرسهء سالرنو در سراسر اروپا انتشار يافت و سرچشمهء اندوخته‌هاى علمى اروپاييان گرديد . از ميان ترجمه‌هاى وى ، بخش كالبدشناسى كتاب الملكى علىبن عباس اهوازى - كه او با عنوان « پانتگنى » « 4 » به دنياى لاتين عرضه كرد - در پيشرفت كالبدشناسى اهميتى بسيار دارد . گفتنى است بعدها شاگردش جونز افلاسيوس « 5 » ( ف 1103 م ) كارهاى او را دنبال كرد . « 6 »
هامش
( 1 ) . عبدالحسين زرين‌كوب ، كارنامه اسلام ، ص 57 . ( 2 ). Salerno .( 3 ). Constantino the African .( 4 ). Pantegni .( 5 ). Joannes Afflacius .( 6 ) . سيريل الگود ، تاريخ پزشكى ايران و سرزمين‌هاى خلافت شرقى ، ص 370 و 371 .