چهار ساعت پيش از عمل جراحى ، حب ترياك به بيمار مىدادند و اگر بيمار به ترياك معتاد بود ، به او « تاتوره » « 1 » داده مىشد . محل عمل را نيز با آب مىشستند و اغلب با شراب مخصوصى ضدعفونى مىكردند .
در جراحىهاى شكم ، وقتى عمل به پايان مىرسيد ، رودهها را با آب گرم و سپس با شراب يا سركهء گرم پاك مىكردند . براى بستن محل عمل نيز انواع مختلف بخيه بهكار مىرفت . بههنگامى كه روده را عمل مىكردند و مىبريدند ، دو سرِ آن را با نخ ظريف طلايى مىدوختند . « 2 »
از نخهاى پنبهاى يا ابريشمى براى بخيهء زخمهاى پوستى استفاده مىشد . يوحنابن ماسويه براى بخيه زدن رگها ، ابريشم محكم را پيشنهاد مىكرد . گويا رازى با اين نوع بخيهها موافق نبود و بخيههايى از رودهء گوسفند را توصيه مىكرد . گفتنى است خود وى اين نوع نخ را از نوازندگان چنگ بهدست مىآورد . ابنسينا بر استفاده از موى خوك اصرار داشت و مىگفت احتمال ايجاد عفونت با آن كمتر است . در مواردى نظير جراحى چشم به لحاظ ظرافت آن عمل ، از موى زن نيز استفاده مىكردند .
ساختن سوزنهاى جراحى برعهدهء صنف مخصوصى بود . افراد اين دسته سوگند مىخوردند كه سوزنهاى نرم آهنى را با سوزنهاى فولادى مخلوط نكنند . بهترين نوع سوزنها « المسوده » ناميده مىشد كه سوراخهاى گرد داشت و پس از سه بار تيز كردن ، آن را جلا مىدادند . گاه نيز سوزنهايى از نوع ديگر به تناسب نياز جراح ساخته مىشد . « 3 »
خون گرفتن ، دست كم درحد يك جراحى بزرگ دقت و مراقبت مىطلبيد . وقتى رگزن مشغول باز كردن رگ مىشد ، بايد چاقو را بين انگشت شست و ميانى مىگرفت و آنگاه انگشت سبابه را آزاد مىگذاشت تا بتواند رگ مورد نظر را محكم بگيرد . « 4 »
هامش
( 1 ) . گياهى است از تيرهء باذنجانيان كه يك ساله و داراى گونههاى متعدد است . ارتفاع آن تا 80 سانتىمتر و گاه تا يك متر مىرسد و داراى بويى قوى و ناپسند است . ريشه آن نيز نسبتاً ضخيم و ساقهاش گِرد و منشعب و برگهاى آن پهن و نوكتيز است .
( 2 ) . سيريل الگود ، تاريخ پزشكى ايران و سرزمينهاى خلافت شرقى ، ص 338 .
( 3 ) . همان ، ص 339 .
( 4 ) . همان ، ص 340 .