تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( گزيده كافى ) ( فارسى ) — صفحة 322

مساهمون:

ص٣٢٢
عبد . فإن أدّى إلى الّذي كاتب أباه ما بقي على أبيه فهو حرّ لا سبيل لأحد من الناس عليه . ( 3458 ) 4 - عليّ بن إبراهيم ، عن أبيه ، عن عمرو بن عثمان ، عن الحسين بن خالد ، عن الصادق عليه السّلام قال : سئل عن رجل كاتب أمة له ، فقالت الأمة : ما أدّيت من مكاتبتي فأنابه حرّة على حساب ذلك ؟ فقال لها : نعم . فادّت بعض مكاتبتها و جامعها مولاها بعد ذلك ؟ فقال : إن كان استكرهها على ذلك ضرب من الحدّ به قدر ما أدّت من مكاتبتها و درأ عنه من الحدّ به قدر ما بقي له من مكاتبتها . و إن كانت تابعته فهي شريكته في الحدّ تضرب مثل ما يضرب . ( 3459 ) 6 - محمّد بن يحيى ، عن أحمد بن محمّد ، عن صفوان بن
شرح
گفت : آنچه از غلام مزبور بجا مانده باشد ، نيم آن به خواجه‌اش مىرسد و نيم ديگر آن به فرزندش ؛ چون يك نيمهء غلام ، در هنگام مرگ ، آزاد بوده و نيمهء ديگر آن برده و لذا يك نيمهء فرزند هم مانند پدرش آزاد و يك نيمهء آن برده خواهد بود . اگر اين فرزند ما بقى سند را به خواجه‌اش بپردازد به كلى آزاد مىشود و كسى بر او حقى ندارد . * ( 3458 ) * 4 - از ابو الحسن الرضا ( ع ) پرسيد : اگر خواجه در مقابل مبلغى به كنيز خود سند آزادى بدهد و كنيز بگويد : با اين شرط كه آزادى خود را به مقياس اقساط پرداخت‌شده بازيابم . و خواجه بگويد : بلى . و بعد از آنكه چند قسط خود را بپردازد ، خواجه با او همبستر شود ، تكليف آنان چيست ؟ ابو الحسن گفت : اگر خواجه كنيز را مجبور كرده باشد : به مقياس اقساط پرداخت‌شده ، حد زنا بر او جارى مىشود و به مقياس اقساط باقىمانده از حد زنا كاسته مىگردد ، و اگر كنيز هم تمايل نشان داده باشد ، به همان مقياس ، حد زنا بر او جارى خواهد شد . * ( 3459 ) * 6 - ابو جعفر باقر ( ع ) گفت : برده‌اى كه از خواجهء خود سند