( 3463 ) 12 - محمّد بن يحيى ، عن أحمد بن محمّد ، عن عليّ بن الحكم ، عن معاوية بن وهب ، عن أبي عبد اللّه عليه السّلام أنّه قال في رجل كاتب على نفسه و ماله و له أمة و قد شرط عليه أن لا يتزوّج . فأعتق الأمة و تزوّجها . قال : لا يصلح له أن يحدث في ماله إلّا أكلة من الطعام . و نكاحه فاسد مردود . قيل :
فإنّ سيّده علم بنكاحه و لم يقل شيئا ؟ قال : إذا صمت حين علم ذلك فقد أقرّ .
قيل : فإنّ المكاتب عتق أفترى أن يجددّ النكاح أو يمضي على النكاح الأوّل ؟
قال : يمضي على نكاحه .
( 3464 ) 13 - محمّد بن يحيى ، عن أحمد بن محمّد ، عن ابن محبوب ، عن مالك بن عطيّة ، عن سليمان بن خالد ، عن أبي عبد اللّه عليه السّلام قال : سألته عن
شرح
* ( 3463 ) * 12 - به ابو عبد الله صادق ( ع ) گفتم : اگر غلامى صاحب كنيز شخصى باشد و با خواجهء خود سند امضا كند كه با پرداخت بها ، جان و مال او آزاد گردد ؛ با آنكه خواجهاش شرط نهاده كه ازدواج ننمايد ، غلام مزبور كنيز خود را آزاد كند و با او ازدواج نمايد ، ازدواج او چه صورت دارد ؟ ابو عبد الله گفت : اين غلام حق ندارد در اموال خود تصرف كند جز مصرف خوراك و پوشاك . و لذا ازدواج او مردود است . توضيح داده شد كه خواجه از نكاح غلام خود آگاه شده و اعتراضى نكرده است ، در اين صورت تكليف ازدواج آنان چيست ؟ ابو عبد الله گفت : اگر خواجه بعد از علم و آگاهى ساكت مانده باشد ، سكوت او به منزلهء امضاى ازدواج خواهد بود . گفته شد : اينك كه غلام مزبور آزادى خود را بهدست آورده است آيا مىفرمائيد كه عقد ازدواج خود را تجديد كند يا بر ازدواج قبلى خود بپايد ؟ ابو عبد الله گفت : بايد بر ازدواج قبلى خود بپايد .
توجه : اين حديث به شمارهء 3102 گذشت .
* ( 3464 ) * 13 - به ابو عبد الله صادق ( ع ) گفتم : پدر ، بردهء زرخريد است و همسر او كنيزى است كه آزادى خود را خريده و چند قسط آن را