إلّا بعد ما يملك الرّجل .
( 3268 ) 4 - محمّد بن جعفر الرزّاز ، عن أيّوب بن نوح ، و أبو عليّ الأشعريّ ، عن محمّد بن عبد الجبّار ، عن صفوان بن يحيى ، عن حريز ، عن حمزة بن حمران ، عن عبد اللّه بن سليمان ، عن أبيه قال : كنت في المسجد فدخل عليّ بن الحسين عليهما السّلام و لم أثبته و عليه عمامة سوداء قد أرسل طرفيها بين كتفيه فقلت لرجل قريب المجلس منّي : من هذا الشيخ ؟ فقال : مالك لم تسألني عن أحد دخل المسجد غير هذا الشيخ ؟ قال : فقلت له : لم أر أحدا دخل المسجد أحسن هيئة في عيني من هذا الشيخ فلذلك سألتك عنه . قال : فإنّه عليّ بن الحسين . قال : فقمت و قام الرّجل و غيره فاكتنفناه فسلّمنا عليه فقال
شرح
دادن زن معنى ندارد ، مگر بعد از ازدواج با آن زن .
* ( 3268 ) * 4 - پدرم سليمان مىگفت : من در مسجد نشسته بودم كه على بن الحسين ( ع ) وارد مسجد شد . من او را نمىشناختم . على بن الحسين عمامهء سياهى بر سر داشت كه هردو سر عمامه را پشت سرش آويز كرده بود . من از يك مردى كه نزديك من نشسته بود ، پرسيدم : اين پير معمم كيست ؟ آن مرد گفت : چه شد كه از هيچ تازهواردى جويا نشدى ، جز اين پير معمم ؟ من گفتم : در ميان واردين به مسجد كسى را به متانت و وقار او نديدم ، لذا پرسيدم كه اين پير معمم كيست . آن مرد گفت : اين پير معمم على بن الحسين است . من برخاستم و آن مرد نيز با ديگران برخاستند و گرد او را گرفتيم و سلام كرديم . آن مرد پرسيد : خداوند كار شما را به اصلاح آورد ، شما در اين مسئله چه مىفرمائيد : اگر انسان ، خانمى را نام ببرد و بگويد :
روزى كه من با اين خانم ازدواج كنم ، سهطلاقه باشد . و بعدا رأى او تغيير كند و تصميم بگيرد كه با همان خانم ازدواج كند . آيا ازدواج با او صلاح است ؟ على بن الحسين گفت : طلاق بعد از ازدواج صورت خواهد گرفت ، نه