الكافي ( گزيده كافى ) ( فارسى ) — صفحة 218
باب تفسير طلاق السّنّة و العدّة و ما يوجب الطلاق ( 3270 ) 1 - أبو عليّ الأشعريّ ، عن محمّد بن عبد الجبّار ؛ و محمّد بن جعفر أبو العبّاس الرزّاز ، عن أيّوب بن نوح ؛ و عليّ بن إبراهيم ، عن أبيه جميعا ، عن صفوان بن يحيى ، عن ابن مسكان ، عن محمّد بن مسلم ، عن أبي جعفر عليه السّلام قال : طلاق السنّة يطلّقها تطليقة يعني على طهر من غير جماع بشهادة شاهدين ثمّ يدعها حتّى تمضي أقراؤها ، فإذا مضت أقراؤها فقد بانت منه و هو خاطب من الخطّاب : إن شاءت نكحته و إن شاءت فلا . و إن أراد أن يراجعها أشهد على رجعتها قبل أن تمضي أقراؤها فتكون عنده على التطليقة الماضية . سنّت طلاق شرعى * ( 3270 ) * 1 - ابو جعفر باقر ( ع ) گفت : سنت طلاق آن است كه انسان خانم خود را يك نوبت طلاق بگويد ، آن هم در موقعى كه پاك باشد ، با اين شرط كه در آن دورهء پاكى مباشرت نكرده باشد ، و با اين قيد كه صيغهء طلاق در برابر دو شاهد عادل جارى شود - آنگاه مهلت دهد تا خانم سه نوبت از عادت ماهيانه پاك شود ، و چون اين مهلت بگذرد ، طلاق رسميت يافته و خانم جدا شده است . و چنانچه شوهر بخواهد با او زندگى كند ، مانند ساير خواستگاران بايد به خواستگارى برود : اگر خانم رضا بدهد با او ازدواج مىكند و اگر نخواهد جواب رد مىدهد . اگر شوهر ، در روزهاى عده تصميم بگيرد كه از طلاق خود رجوع كند ، قبل از گذشتن عده ، بايد گواه بگيرد و رجوع كند . دراينصورت ، خانم او يكطلاقه محسوب مىشود . شرح : طلاق دادن خانمها و فروختن كنيزان ، بايد بعد از آزمايش رحم باشد . با يك نوبت عادت ماهيانه ، معلوم مىشود كه خانم يا كنيز آبستن هست و يا آبستن نيست . ازاينرو كسى كه با كنيز خود مباشرت كرده باشد و بخواهد او را بفروشد و يا با خانم خود مباشرت كرده باشد و بخواهد او