الرّحمن بن الحجّاج قال : قلت لأبي عبد اللّه عليه السّلام : الرّجل يجيئني يطلب المتاع فأقاوله على الرّبح . ثمّ أشتريه فأبيعه منه . فقال : أليس إن شاء أخذ وإن شاء ترك ؟ قلت : بلى . قال : لا بأس به . قلت : فإنّ من عندنا يفسده . قال : ولم ؟
قلت : باع ما ليس عنده . قال : فما يقول في السّلم قد باع صاحبه ما ليس عنده ؟ قلت : بلى . قال : فإنّما صلح من أجل أنّهم يسمّونه سلما . إنّ أبي كان يقول : لا بأس ببيع كلّ متاع كنت تجده في الوقت الّذي بعته فيه .
شرح
مىطلبد . من با أو وارد گفتگو مىشوم وبا قيد رأس المال ، نسبت به سودى كه بايد ببرم توافق مىكنيم . بعد مىروم وكالاى دلخواه أو را از بازار مىخرم وبه دكهء خودم مىآورم وبه أو مىفروشم . اين معامله چه صورت دارد ؟ أبو عبد اللّه - صلوات اللّه عليه - گفت : مشترى اينقدر اختيار دارد كه اگر مايل باشد جنس را بردارد ، واگر مايل نباشد برندارد ؟ من گفتم : چرا ؟
أبو عبد اللّه گفت : مانعى ندارد . من گفتم : فقهاى محلى ، اين معامله را فاسد مىدانند . أبو عبد اللّه گفت : چرا ؟ من گفتم : از اين جهت كه مىگويند :
فروشنده ، كالائى را فروخته كه نزد أو موجود نبوده است . أبو عبد اللّه گفت : فقيهى كه اين حرف را مىزند ، در معاملهء سلف چه مىگويد ؟ در معاملهء سلف نيز ، فروشنده كالائى را مىفروشد كه نزد أو موجود نيست . من گفتم : بلى ، معاملهء سلف نيز همينطور است . أبو عبد اللّه گفت : آنان معاملهء سلف يعنى پيشفروش جنس را با نام سلم يعنى پيشپرداخت بهاء ، تجويز مىكنند ، ولى تغيير نام ، واقعيت معامله را عوض نخواهد كرد . پدرم أبو جعفر باقر - صلوات اللّه عليه - مىگفت : هرمتاعى را كه بتوانى در موعد مقرر تحويل بدهى ، پيشفروش آن روا خواهد بود .
توجه : با اين شرطي كه امام صادق متذكر مىشود ، معاملهء مزبور ، از هرگونه اشكالى خالى مىشود ، زيرا معاملهء جدى بعد از رؤيت جنس
و