وى در تاريخ 9 دسامبر 1922 م / 1341 ه ق درگذشت و مؤمنان سند ، پنجاب ، بلوچستان و سرحد بسيار متأثر شدند و از نقاط دوردست براى انجام مراسم بزرگداشت شركت كردند . در هر گوشه و كنار مجالس ترحيم برقرار شد ، جنازهء علامه هروى را ابتدا براى مدتى در لاهور نگهدارى كردند آنگاه در تاريخ 6 ژوئن 1936 م از لاهور به عراق بردند و در 22 ژوئن 1936 م در نجف اشرف به خاك سپردند .
تصانيف او عبارتند از : تفسير قرآن ، از استعاذه تا اهدنا الصراط المستقيم ( چاپى ) ؛ رسالهء مسألهء قضا و قدر ( چاپى ) ؛ رسالهء اعمال ( چاپى ) ؛ ثبوت معاد جسمانى به دلايل فلسفهء طبيعيه ( چاپى ) ؛ تفسير انا كل شىء خلقناه به قدر ( چاپ شده در مجلهء البرهان ) ؛ يادداشت دربارهء مسألهء امانت ، ( خطى ) ؛ تفسير آياتى از سورهء كهف كه دربارهء داستان حضرت موسى عليه السّلام و خضر عليه السّلام است ( خطى ) ؛ مقاله دربارهء هدايت ؛ هادى و اقسام هدايت ( خطى ) ؛ مواعظ حسنه ( مجموعهء سخنرانى ، چاپ شده ) ؛ رسالهء نور ( عربى ) كه مولانا محمد سبطين آن را مرتب كرده و به چاپ رسانيده است .
علامه هروى دو پسر داشت . نام فرزند ارشدش معلوم نيست ، اما فرزند ديگرش شيخ نصر اللّه بود كه در آن زمان در مشهد مقدس زندگى مىكرد .
در اينجا نظر شخصيتهاى معروف هندوستان را دربارهء مقام علامه نقل مىكنيم :
مرحوم خواجه غلام الثقلين ، در « رسالهء عصر جديد » از قول مولانا حالى مىنويسد :
« من سخنرانيهاى هيجانانگيز سريندر نانهبنرجى ، نواب محسن الملك ، سرسيد و لرد كرزن را شنيدهام ، اما همهء آنان در مقابل شخصيت شيخ عبد العلى بىاهميتاند » .
جاى ديگر حالى مىگويد :
« انسانى با چنان معرفت و علم در طى دويست سال در هندوستان به دنيا نيامد » .
مرحوم مسيح الملك حكيم محمد اجمل بعد از شنيدن اولين وعظ او گفت :
« ما سمعت قطّ مثله »
نظرش اين بود كه من عراق ، شام ، مصر و اروپا را ديدهام و در هندوستان نيز اكثر علما را مشاهده كردهام و كلام آنان را نيز شنيدهام ، امّا عالمى مانند او بخصوص درين چند سال نديدهام .
مولانا سيد عنايت على سامانوى مىگويد :
من شبهات سىساله را نزد شيخ حل كردم .
علامه هروى افاضل اهل سنت را هم خيلى تحت تأثير قرار داد بهطورى كه تعداد زيادى از
مطلع انوار ( احوال دانشوران شيعه پاكستان و هند ) ( فارسي ) — صفحة 350
مساهمون: سيد مرتضى حسين صدر الافاضل
ص٣٥٠