علامه شيخ عبد العلى بن ملا محمد بن حاجى شيخ آخوند ، از خاندان علم و فضيلت و فردى پرهيزگار و موطن اصلى او هرات بود . پدرش مرحوم ملا محمد در مشهد مقدس زمين و املاك مختصرى داشت و در رفاه زندگى مىكرد ، اما با مرگ فرزند محبوبش بسيار ناراحت شد و زندگى او تباه گشت و بعد از مدتى خداوند فرزندى به نام عبد العلى به او عنايت فرمود .
عبد العلى در فضاى پرمهر و محبت والدين تربيت يافت و قرآن مجيد و تعليمات ابتدايى را نزد پدرش آموخت و تا درس را به خوبى نمىفهميد آرام نمىگرفت . در سن دهسالگى دعاى ابو حمزهء ثمالى را حفظ كرد ، بعد از اين مرحله وارد مدرسهء فيض شد . در اينجا بود كه استعداد و حافظهء او به ظهور رسيد . وى درسهايى را كه استادان مىگفتند ، حفظ مىكرد و مجددا براى همكلاسان خود شرح مىداد . در سن چهاردهسالگى توانست در بعضى از مسايل ، اجتهاد كند .
بعد از پايان دروس متوسطه از محضر ملا محمد كاظم خراسانى استفاده كرد و با مطالعهء وسيعى كه داشت استادان را در بعضى مسايل قانع مىساخت .
وى ، علوم و تزكيهء نفس و اخلاق را از محضر قدوة الزاهدين ، رئيس العارفين ملا محمد اكبر ترشيزى كسب كرد و آيات و سور و ادعيه و اوراد را پشت سر گذاشت .
ضمن رياضت ، هيچگاه از تحصيل علم و مطالعهء كتابها غفلت نمىكرد . در كتابخانهء شخصى او هشت هزار جلد كتاب موجود بود و از تمام كتابخانههاى ايران از جمله كتابخانههاى علامه مجلسى در اصفهان و سلطنتى در تهران ديدن كرده ، كتابهاى كمياب را خوانده بود . در اواخر عمر ، علاقهء مخصوصى به مطالعهء قرآن يافته بود . هروقت كتابى به دست مىآورد تا آن را تمام نمىكرد ، راحت نمىنشست .
علاوه بر دانستن علوم قرآن و تفسير ، حديث و فقه ، كلام و فلسفه و غيره ، به عربى و فارسى كاملا تسلط داشت . زبانهاى تركى ، فرانسه و روسى را خوب مىدانست ، سندى ، پنجابى و پشتو را هم مىفهميد ، زبان انگليسى را نيز به قدر احتياج خوانده بود و به زبان اردو هم مهارت داشت بهطورى كه در آگره در سال 1340 ه ق مدتى مديد به سخنرانى پرداخت .
در سن سىسالگى به اوج شهرت رسيد چنانكه ناصر الدّين شاه قاجار سمت نيابت وزارت خارجه را به او پيشنهاد و او نيز قبول كرد . در اين هنگام بود كه فتواى تنباكوى آقاى ميرزا شيرازى صادر شد و شورش بابيها نيز آغاز گشت و بنا بر فتواى عبد العلى هروى هشت هزار بابى به قتل رسيدند و بعد از آن امين السلطان ميرزا محمد تقى ، نخستوزير كه مخفيانه بابى بود ، مخالف او شد . ناصر الدّين شاه براى استفاده از علوم علامه هروى و تعميم آن مؤسسهاى به نام ادارة
مطلع انوار ( احوال دانشوران شيعه پاكستان و هند ) ( فارسي ) — صفحة 348
مساهمون: سيد مرتضى حسين صدر الافاضل
ص٣٤٨