تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 43 ) ( زندگانى حضرت فاطمه س ) ( فارسى ) — صفحة 332

مساهمون:

ص٣٣٢
عمرو بن شعيب ميگويد : امام حسين عليه السّلام از نزد عبد اللَّه بن عمرو بن عاص عبور كرد . عبد اللَّه گفت : كسى كه دوست دارد به محبوبترين اهل زمين نزد اهل آسمان نگاه كند به اين شخص عالم يعنى امام حسين نظر نمايد . من از شبهاى صفين به بعد با وى تكلم ننمودم . ابو سعيد خدرى او را نزد امام حسين آورد . امام حسين به وى فرمود : آيا تو ميدانى كه من محبوبترين اهل زمين ميباشم نزد اهل آسمان ؟ مع ذلك با من و پدرم در جنگ صفين قتال ميكنى ! ؟ در صورتى كه پدرم از من بهتر است . عبد اللَّه از آن حضرت معذرت خواست و گفت : پيغمبر معظم اسلام به من فرموده : از پدرت اطاعت كن . امام حسين فرمود : آيا نشنيده‌اى كه خدا در قرآن ( در سورهء لقمان ، آيهء - 14 ) ميفرمايد : اگر پدر و مادر تو جد و جهد كنند : چيزى را كه به آن علم ندارى براى خدا شريك قرار دهى اطاعت منماى . نيز پيغمبر اكرم ميفرمايد : اطاعت نمودن بايد در كار نيكو باشد و نيز ميفرمايد : هيچ مخلوقى نبايد در معصيت نمودن خالق اطاعت مخلوق را بنمايد . در كتاب : مسألة الباهره از حسن بن طاهر هاشمى نقل مىكند كه گفت : در حديث آمده ، يك روز كه حضرت فاطمهء اطهر خوابيده بود و امام حسين نظير كودكان نزد مادر خود بىقرارى ميكرد . جبرئيل نشست و امام حسين را از گريه آرام نمود تا حضرت زهراى اطهر از خواب بيدار شد . سپس پيامبر اكرم فاطمهء اطهر را از اين موضوع آگاه كرد . طبرى از ابن عباس از پيغمبر معظم اسلام صلى اللَّه عليه و آله روايت مىكند كه فرمود : من قصرى در بهشت ديدم كه از در سفيد بود . رخنه و مفصلى در آن نبود . بجبرئيل گفتم : اى حبيب من ! اين قصر از كيست ؟ گفت : از امام حسين است . آنگاه من جلو آن قصر رفتم و سيبى را ديدم ، وقتى آن سيب را پاره كردم ديدم حوريه‌اى