حسين مرا ناراحت مىكند ! ! ابن ماجه در كتاب : سنن و زمخشرى در كتاب : فائق روايت ميكنند كه پيغمبر معظم اسلام صلى اللَّه عليه و آله امام حسين را ديد كه در كوچه با كودكان بازى مىكند پيامبر اكرم جلو رفت و يكى از دستهاى خود را گشود كه امام حسين را بگيرد ، ولى امام حسين از اين طرف به آن طرف فرار ميكرد ، رسول خدا با حسين عليه السّلام ميخنديد ، سپس پيامبر اعظم امام حسين را گرفت و يكى از دستهاى خود را زير چانهء مبارك حسين و دست ديگر را روى سر مقدس آن حضرت نهاد ، آنگاه او را بلند كرد و بوسيد . سپس فرمود : من از حسين و حسين از من است . خدا هر كسى را كه حسين را دوست داشته باشد دوست بدارد . حسين يكى از سبطها است .
57 - نيز در كتاب : مناقب مينگارد : مغيرة بن عبد اللَّه گفت كه : حسين عليه السّلام در حال عبور بود . ابو ظبيان كه خدا او را زشت كند گفت : پيغمبر خدا پاهاى حسين را باز ميكرد و زبيبهء وى را ميبوسيد .
نيز در كتاب : مناقب از عبد الرحمن ابى ليلا نقل مىكند كه گفت : ما نزد پيامبر اسلام صلى اللَّه عليه و آله و سلم نشسته بوديم كه امام حسين عليه السّلام آمد و از پشت مبارك و سينهء مقدس حضرت رسول بالا ميرفت ، ناگاه به بدن مبارك حضرت رسول ادرار نمود . پيغمبر خدا فرمود : او را آزاد بگذاريد .
ابو عبيده در كتاب : غريب الحديث مينگارد : رسول معظم اسلام ميفرمود :
بول اين فرزند مرا قطع نكنيد ، آنگاه آب خواست و بر موضعى كه حسين بول كرده بود ريخت .
در كتاب : سنن ابو داود مينويسد : امام حسين عليه السّلام به لباس پيامبر مكرم اسلام ادرار كرد . لبانه به آن حضرت گفت : لباس خود را بده تا آب بكشم . فرمود :
لباسى را بايد آب كشيد كه با بول دختر نجس شده باشد . ولى موضع ادرار پسر را فقط بايد آب بپاشند .
در احاديث ليث بن سعد مينگارد : يك روز پيامبر اعظم اسلام صلى اللَّه عليه و آله با گروهى مشغول نماز بود . امام حسين كه كودكى بود پهلوى آن حضرت بود ،
بحار الأنوار ( ج 43 ) ( زندگانى حضرت فاطمه س ) ( فارسى ) — صفحة 330
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٣٣٠