تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 43 ) ( زندگانى حضرت فاطمه س ) ( فارسى ) — صفحة 329

مساهمون:

ص٣٢٩
عاليقدر اسلام در حالى كه مشغول نماز بود امام حسن را ميبوسيد . ابو سعيد خدرى ميگويد : يكوقت امام حسن آمد و رسول خدا مشغول نماز بود ، امام حسن بر گردن مقدس حضرت رسول خدا كه نشسته بود سوار شد . پيغمبر اكرم در حالى كه دستهاى امام حسن را گرفته بود بر خواست تا اينكه به ركوع رفت . و . . . در كتاب : مسند عشره و گروه ديگرى از اهل تسنن از عمير بن اسحاق روايت كرده‌اند كه گفت : ابو هريره را در راه ديدم كه به امام حسن گفت : آن موضع از بدنت را كه پيغمبر خدا بوسيده به من نشان بده ! امام حسن ناف خود را نشان داد و ابو هريره ناف آن حضرت را بوسيد . سلمان فارسى ميگويد : امام حسين عليه السّلام در دامن پيغمبر اعظم اسلام نشسته بود . رسول خدا امام حسين را بوسيد و به وى ميفرمود : تو شخص بزرگ و پسر شخصى بزرگ و پدر افراد بزرگى ميباشى ، تو امام و پسر امام و پدر امامانى هستى ، تو حجت خدا و پسر حجت خدا و پدر نه نفر از حجت‌هاى خدا ميباشى كه از صلب تو بوجود ميايند و نفر نهمى آنان قائم ايشان خواهد بود . ابن عمر ميگويد : در آن بينى كه پيامبر اكرم بر فراز منبر مشغول سخنرانى بود امام حسين خارج شد ، دامن لباس آن حضرت به پاى مباركش پيچيد و به زمين افتاد و گريان شد . پيغمبر اكرم از منبر فرود آمد و امام حسين را در برگرفت و فرمود : خدا شيطان را بكشد ، حقا كه فرزند وسيلهء امتحان است ، قسم به حق آن خدائى كه جان من در دست قدرت او است من متوجه نشدم كه از منبر فرود آمدم . ابو سعادات در كتاب : فضائل عشره از يزيد بن ابي زياد نقل مىكند كه گفت : پيامبر اعظم اسلام صلى اللَّه عليه و آله و سلم از خانهء عايشه خارج شد و بخانهء فاطمهء اطهر عبور كرد و شنيد كه امام حسين گريه مىكند ، به حضرت زهراء فرمود : آيا نميدانى كه گريهء