تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 43 ) ( زندگانى حضرت فاطمه س ) ( فارسى ) — صفحة 331

مساهمون:

ص٣٣١
هر گاه كه رسول خدا به سجده ميرفت امام حسين مىآمد و بر پشت مقدس آن بزرگوار سوار مىشد و پاهاى خود را حركت ميداد و ميگفت : حل حل « 1 » وقتى پيغمبر اكرم ميخواست سر از سجده بر دارد امام حسين را ميگرفت و در پهلوى خود مىنشانيد . موقعى كه رسول خدا به سجده ميرفت امام حسين نيز بر پشت مبارك آن حضرت سوار ميشد و ميگفت : حل حل . امام حسين اين عمل را همچنان انجام ميداد تا پيامبر خدا از نماز فراغت حاصل نمود . شخص يهودى گفت : يا محمّد ! شما با كودكان عملى انجام ميدهيد كه ما انجام نميدهيم . پيغمبر اعظم فرمود : اگر به خدا و رسول ايمان آورده باشيد بايد بكودكان ترحم كنيد . يهودى گفت : من به خدا و رسول ايمان مياورم . وقتى آن يهودى كرامت و عظمت رسول خدا را ديد اسلام آورد . 58 - نيز در كتاب سابق الذكر از ابو رافع روايت مىكند كه گفت : من با امام حسين كه كودكى بود سنگبازى ميكردم ، وقتى سنگ من در ميان گودى كه هدف بازي بود مىافتاد به امام حسين ميگفتم : اكنون مرا بدوش خود حمل كن ! ميفرمود : آيا تو بر پشتى سوار مىشوى كه پيغمبر خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم او را حمل مينمود ! ؟ موقعى كه سنگ آن حضرت در ميان گودى مىافتاد من ميگفتم : من تو را به پشت خود سوار نميكنم ، زيرا تو مرا به پشت خود حمل نكردى . ميفرمود : آيا تو دوست ندارى بدنى را كه پيغمبر خدا بدوش خود حمل ميكرد بر پشت خود سوار نمائى ! ؟ آنگاه من او را بدوش ميگرفتم . 59 - نيز در همان كتاب از حضرت رضا عليه السّلام از رسول معظم اسلام روايت مىكند كه فرمود : كسى كه دوست دارد به محبوبترين اهل زمين نزد اهل آسمان نظر كند بايد به حسين نظر نمايد .
هامش
( 1 ) حل حل . كلمه‌اى است كه براى راندن ناقه ميگويند - مترجم .