و سرور از من دور شد . آن از حزن و تأسف من ! آنگاه جنازهء آن بانو را نزد قبر پيغمبر خدا آورد و با گروهى از اهل خانهء خود و اصحاب و دوستان و برخى از مهاجرين و انصار بر بدن مبارك حضرت زهراى اطهر نماز خواند .
هنگامى كه جسد فاطمه را به خاك سپرد و در لحد جاى داد اشعارى را خواند كه اول آنها اين است :
ارى علل الدنيا على كثيرة * و صاحبها حتى الممات عليل
1 - يعنى مصيبت و علل دنيا براى من زياد است ، صاحب دنيا كه دنيا طلب باشد تا موقع مردن عليل خواهد بود .
2 - براى اجتماع هر دو نفر دوستى مفارقتى خواهد بود ، حقا كه بقاء من نزد شما قليل و اندك خواهد بود .
3 - حقا از دست دادن فاطمهء زهراء كه بعد از رسول خدا براى من اتفاق افتاد دليل بر اين است كه هيچ دوستى دائم و برقرار نخواهد بود .
16 - ابن شهرآشوب در كتاب : مناقب مينگارد : موقعى كه پيغمبر اعظم اسلام از دنيا رحلت كرد از عمر حضرت فاطمهء اطهر هجده سال و هفت ماه گذشته بود ، بعد از پدر بزرگوارش مدت هفتاد و دو روز زنده بود . هفتاد و پنج روز و چهار ماه هم گفته شده .
قربانى گفته : چهل روز زنده بود و اين قول صحيح است . فاطمهء زهراء در شب يك شنبه ، سيزدهم ماه : ربيع الاول سنهء - 11 - قمرى از دنيا رحلت نمود .
قبر مقدسش در بقيع است . گفتهاند : قبرش در خانهء خودش مىباشد . قول ديگر آن است كه قبرش ما بين قبر و منبر پيامبر اعظم اسلام است .
گروهى از علماء اهل تسنن از جابر نقل نمودهاند كه گفت :
پيامبر اسلام صلى اللَّه عليه و آله قبل از رحلت خود به حضرت على بن ابى طالب فرمود :
سلام بر تو باد ، اى پدر دو نو گل من ! من در بارهء اين دو نوگل دنيوى خود