تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 43 ) ( زندگانى حضرت فاطمه س ) ( فارسى ) — صفحة 194

مساهمون:

ص١٩٤
و سرور از من دور شد . آن از حزن و تأسف من ! آنگاه جنازهء آن بانو را نزد قبر پيغمبر خدا آورد و با گروهى از اهل خانهء خود و اصحاب و دوستان و برخى از مهاجرين و انصار بر بدن مبارك حضرت زهراى اطهر نماز خواند . هنگامى كه جسد فاطمه را به خاك سپرد و در لحد جاى داد اشعارى را خواند كه اول آنها اين است :
ارى علل الدنيا على كثيرة * و صاحبها حتى الممات عليل
1 - يعنى مصيبت و علل دنيا براى من زياد است ، صاحب دنيا كه دنيا طلب باشد تا موقع مردن عليل خواهد بود . 2 - براى اجتماع هر دو نفر دوستى مفارقتى خواهد بود ، حقا كه بقاء من نزد شما قليل و اندك خواهد بود . 3 - حقا از دست دادن فاطمهء زهراء كه بعد از رسول خدا براى من اتفاق افتاد دليل بر اين است كه هيچ دوستى دائم و برقرار نخواهد بود . 16 - ابن شهرآشوب در كتاب : مناقب مينگارد : موقعى كه پيغمبر اعظم اسلام از دنيا رحلت كرد از عمر حضرت فاطمهء اطهر هجده سال و هفت ماه گذشته بود ، بعد از پدر بزرگوارش مدت هفتاد و دو روز زنده بود . هفتاد و پنج روز و چهار ماه هم گفته شده . قربانى گفته : چهل روز زنده بود و اين قول صحيح است . فاطمهء زهراء در شب يك شنبه ، سيزدهم ماه : ربيع الاول سنهء - 11 - قمرى از دنيا رحلت نمود . قبر مقدسش در بقيع است . گفته‌اند : قبرش در خانهء خودش مىباشد . قول ديگر آن است كه قبرش ما بين قبر و منبر پيامبر اعظم اسلام است . گروهى از علماء اهل تسنن از جابر نقل نموده‌اند كه گفت : پيامبر اسلام صلى اللَّه عليه و آله قبل از رحلت خود به حضرت على بن ابى طالب فرمود : سلام بر تو باد ، اى پدر دو نو گل من ! من در بارهء اين دو نوگل دنيوى خود